قابل توجه کارگران

قابل توجه کارگران:

کارگران و بیمه شدگان در این شرایط باید حتما به مشاور مراجعه نمایند!!!

اخذ مشاوره از یک فرد مطلع حوزه کار و تامین اجتماعی برای بیمه شدگان و کارگران در شرایط زیر ضروری است، زیرا عدم اطلاع از زیر و بم قوانین و مقررات و رویه های معمول و جاری می تواند در اینده کارگر را دچار ضرر و زیان بعضا جبران ناپذیری کند و حقوق و مزایایش را زایل سازد. بنابراین در موارد و شرایط زیر حتما با کارشناس مشورت نمایید:
۱- زمان ترک کار و یا اخراج جهت اشنایی با مقررات مربوطه شامل مزایای پایان کار، تسویه حساب با کارفرما، برخورداری از مقرری بیمه بیکاری یا بازنشستگی
۲- زمان انعقاد قرارداد و یا تجدید قرارداد کار برای آشنایی از حق و حقوق کارگر و انطباق قانونی مواد قراردادکار مربوطه با اُمهات قانون کار و تامین اجتماعی
۳-نزدیک شدن به زمان بازنشستگی و دو تا ۵ سال قبل از رسیدن و احراز شرایط بازنشستگی و احراز شرایط برای تکمیل سوابق و احیای سوابقی که مشکل داشته و هنوز در سیستم تامین اجتماعی ثبت نشده اند، محاسبه مستمری در دو سال آخر و...
۴- بروز حادثه ناشی از کار بخاطر آشنایی آسیب دیده یا خانواده وی از حقوق مربوط به حوادث ناشی از کار از قبیل دیه، سنوات پایان خدمت و مستمری ازکارافتادگی کلی و جزئی و غرامت دستمزد و غرامت نقص مقطوع
۵- فوت ناشی از کار یا غیر ناشی ازکار بیمه شده برای پیگیری حقوق بازماندگان شامل برقراری مستمری فوت، سنوات پایان خدمت، مرخصی‌های استفاده نشده و دیه
۶- افزایش دستمزد و ارتقاء شغلی در ارتباط با دستمزد مشمول کسر حق بیمه و آشنايی با تبعات ناشی از افزایش بی رویه و غیر قانونی دستمزدها
https://t.me/karbime3

رأی در خصوص مزایای رفاهی انگیزه ای در قراردادهای كارمزدی، مزد ساعتی و كارمزد ساعتی
رأی شماره ۱۱۸۵۷۷۴ مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۹ هیئت تخصصی كار، بیمه و تأمین اجتماعی
مزایای رفاهی انگیزه ای در قراردادهای كارمزدی، مزد ساعتی و كارمزد ساعتی به نسبت ساعات کار پرداخت می‌شود



رأی هیئت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی دیوان عدالت اداری
مطابق ماده ۳۵ قانون کار مزد عبارت است از وجوه نقدی یا غیرنقدی و یا مجموع آنها که در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت می شود؛ بر اساس تبصره ۱ این ماده چنانچه مزد با ساعات انجام کار مرتبط باشد، مزد ساعتی و در صورتی که بر اساس میزان انجام کار و یا محصول تولید شده باشد، کارمزد و چنانچه بر اساس محصول تولید شده و یا میزان انجام کار در زمان معین باشد، کارمزد ساعتی، نامیده می شود و به موجب تبصره ۲ این ماده ضوابط و مزایای مربوط به مزد ساعتی، کارمزد ساعتی و کارمزد و مشاغل قابل شمول موضوع این ماده که با پیشنهاد شورای عالی کار به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی خواهد رسید تعیین می گردد و مطابق ماده ۳۹ قانون کار مزد و مزایای کارگرانی که به صورت نیمه وقت و یا کمتر از ساعات قانونی تعیین شده به کار اشتغال دارند به نسبت ساعات کار انجام یافته محاسبه و پرداخت می شود.
با عنایت به مراتب مذکور نظر به اینکه مزد و مزایای رفاهی بر اساس احکام مذکور در نظام مشاغل مزد ساعتی، کارمزدی و کارمزد ساعتی به عنوان یکی از اشکال انعطاف پذیر کار و تابع شرایط مختلف محیط کار، با توجه به نیازهای اقتصادی و اجتماعی و با هدف حمایت از حقوق کارگر و کارفرما، افزایش بهره وری در کار و جلوگیری از بی عدالتی، مبتنی بر منطق حقوقی، اقتصادی و متناسب با ساعات کار و در چارچوب قرارداد میان کارگر و کارفرما تنظیم، محاسبه و پرداخت می شود در نتیجه مقرره مورد شکایت در راستای احکام مذکور از قانون کار وضع شده است؛
بنابه مراتب مذکور و مستنداً به بند «ب» ماده ۸۴ قانون دیوان عدالت اداری با آخرین اصلاحات و الحاقات بعدی مصوب سال ۱۴۰۲ رأی به رد شکایت صادر می شود؛ این رأی ظرف بیست روز از تاریخ صدور، از سوی رئیس ارزشمند یا ده نفر از قضات گرانقدر دیوان عدالت اداری قابل اعتراض است و بر اساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی ۱۴۰۲/۲/۱۰) آراء هیئت های تخصصی و هیئت عمومی در ابطال و عدم ابطال مصوبات موضوع بند (۱) ماده (۱۲) این قانون، در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضائی و اداری، معتبر و ملاک عمل است.
رئیس هیئت تخصصی كار، بیمه و تأمین اجتماعی ـ محمدجواد صالحی انصاری

نظر مشورتی

نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت در ارتباط با مسدودی حساب بانکی بدهکار پرونده‌های مطالباتی سازمان تأمین اجتماعی
جناب آقای دکتر نعیمی
مدیرکل محترم امور حقوقی و قوانین سازمان تامین اجتماعی
باسلام واحترام؛
بازگشت به نامه شماره ۴۲۱۰/۱۴۰۳/۷۱۰۰ مورخ ۱۴۰۳/۷/۲۵ متضمن طرح این سوال که وقتی حساب بانکی بدهکار پرونده‌های مطالباتی سازمان تامین اجتماعی در قبال بدهی مسدود شده باشد، پس از ابلاغ دستور موقت شعب دیوان آیا می‌بایست رفع مسدودی حساب صورت گیرد یا اینکه موجودی حساب معادل بدهی مطالباتی تا صدور رای قطعی شعب دیوان همچنان مسدود بماند لیکن سازمان تامین اجتماعی حق برداشت وجوه ازحساب مودی را نداشته باشد؟
پس از طرح موضوع در کمیسیون مشورتی کار، بیمه و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری، نظر مشورتی کمیسیون مزبور به شرح زیر اعلام می گردد:
مستنبط از ماده ۳۴ قانون دیوان عدالت اداری که بیان می دارد: «درصورتی که شاکی ضمن طرح شکایت خود یا پس از آن مدعی شود که به جهات مذکور در ماده (۱۲) این قانون اقدامات یا تصمیمات یا آرای قطعی یا خودداری از انجام وظیفه از سوی طرف شکایت سبب ورود خسارتی می گردد که جبران آن غیرممکن یا متعسر است، می‌تواند تقاضای صدور دستور موقت کند…» این است که هدف از صدور دستور موقت، توقف اقدامات یا تصمیمات یا آرای قطعی یا خودداری از انجام وظیفه از سوی طرف شکایت به منظور جلوگیری از ورود خسارت غیرقابل جبران به خواهان دستور موقت یا جلوگیری از اعتسار وی است و دستور موقت ناظر به رفع اثر از اقدامات اجرایی از جمله مسدود شدن حساب می باشد و اثر آن قهقرایی و به ماقبل تسری پیدا می کند. همچنین از آنجاییکه جلوگیری از ورودخسارت مستلزم اجابت خواسته خواهان وتوقف اجرای اقدامات یاتصمیمات از سوی خوانده و رفع مسدودی حساب است. لذا در فرض صدور دستورموقت از سوی شعب دیوان، می بایست رفع مسدودی از وجوه حساب خواهان به منظور فعال شدن حساب و برقراری عملیات گردش مالی حساب به جهت جلوگیری از ورود خسارت تا تصمیم گیری نهایی از سوی شعب دیوان صورت گیرد.
جواد سپهری کیا- معاون قضایی در امور حقوقی، پیشگیری و پژوهش
https://t.me/karbime3

رأی در خصوص پرداخت حق بیمه رانندگان استیجاری در قراردادهای اجاره خودرو با راننده

رأی در خصوص پرداخت حق بیمه رانندگان استیجاری در قراردادهای اجاره خودرو با راننده (رأي شماره ۱۲۵۵۲۹۸ مورخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۹ هيأت تخصصي کار، بيمه و تأمين اجتماعي ديوان عدالت اداري)
* شماره پرونده: هـ ت/ ۰۲۰۰۲۲۴
شماره دادنامه سیلور: ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۲۵۵۲۹۸
تاریخ: ۱۴۰۳/۰۵/۲۹
* شاکی: آقای مهدی کریمی
* طرف شکایت: سازمان تأمین اجتماعی
* موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره ۸۰۰/۱۴۰۱/۴۵۶۰۵ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۴ اداره کل تأمین اجتماعی استان خراسان رضوی
تکلیف پرداخت حق بیمه رانندگان استیجاری در قراردادهای اجاره خودرو با راننده
* شاکی دادخواستی به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی به خواسته فوق‌الذکر به دیوان عدالت اداری تقدیم کرده که به هیأت عمومی ارجاع شده است متن مقرره مورد شکایت به قرار زیر می‌باشد:
بخشنامه شماره ۸۰۰/۱۴۰۱/۴۵۶۰۵ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۴ اداره کل تأمین اجتماعی استان خراسان رضوی
احتراما به استحضار می‌رساند در قراردادهای اجاره خودرو با راننده، پیمانکاران طرف قرارداد در هنگام ارسال لیست حق بیمه رانندگان بدون توجه به میزان کارکرد و دستمزد دریافتی پیمانکار، لیستهای مربوطه را ارسال می‌نمایند که این امر موجب تضییع حقوق بیمه شدگان می‌گردد. از آنجا که پیمانکار موظف به تفکیک سهم خودرو و راننده بوده و بایستی حقوق و مزایای مشمول بیمه شده را به نسبت سهم راننده و با در نظر گرفتن روزهای کارکرد در لیستهای ارسالی درج نموده و ۳۰ درصد از دستمزد مشمول کسر حق بیمه را به عنوان حق بیمه و بیمه بیکاری واریز نماید، لذا در صورتی که در قراردادهای منعقده با رانندگان سهم خودرو و راننده تفکیک نگردیده باشد لازم است با توجه به نامه شماره ۵۹/۱۴۰۱/۱۴۵۰۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۰ سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری مشهد و با در نظر گرفتن کلاس خودروهای مورد استفاده در قرارداد دستمزد بیمه شده به تفکیک از سهم خودرو و مطابق درصد مشخص شده به عنوان سهم راننده در لیستهای بیمه ارسالی درج گردد. لذا با توجه به موارد مطروحه خواهشند است دستور فرمایید در هنگام نظارت و بررسی لیستهای ارسالی پیمانکاران مورد نظر، علاوه بر بررسی صحت اسامی افراد شاغل و ارسال لیست تمامی افراد شاغل واجد شرایط موارد پیشگفت نیز در بررسی دستمزدهای ارسالی مدنظر قرار گیرد.
مهدی شفیعی ـ سرپرست اداره کل استان خراسان رضوی
*دلایل شاکی برای ابطال مقرره مورد شکایت:
قراردادهای اجاره خودرو با راننده از مصادیق قراردادهای پیمانکار تک نفره هستند، بنابراین قراردادهای مذکور جزو مشاغل بند (الف) ماده ۱۵ آیین نامه اجرایی ضوابط و مزایای قابل شمول به نظام های کارمزدی ، مزد ساعتی و کارمزد ساعتی موضوع تبصره ۳ ماده ۳۵ قانون کار (مصوب ۱۳۷۰/۱۱/۱۹) محسوب نمی‌شوند.
لذا بخشنامه مورد شکایت که بیانگر آن است که رانندگان قراردادهای مذکور مشمول قوانین و مقررات کار و تأمین اجتماعی می‌باشند مغایر با تبصره ۲ ماده ۳۵ قانون کار و ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی بوده و قابل ابطال می‌باشد.
* در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل حقوقی سازمان تأمین اجتماعی به موجب لایحه شماره ۴۸۹۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۲۹ به طور خلاصه توضیح داده است که:
قرارداد اجاره خودرو با راننده به دو صورت منعقد می‌گردد:
الف) قراردادهایی که با پیمانکاران منعقد و پیمانکار مکلف به تأمین تعدادی خودرو به همراه تعدادی راننده برای کارفرما جهت انجام موضوع قرارداد می‌باشد. مشمول ماده۳۸ قانون تأمین اجتماعی بوده و رعایت مقررات قانونی مذکور الزامی است.
ب) قرارداد با راننده به همراه خودرو به تنهایی و بصورت انفرادی منعقد و راننده طبق دستور کارفرما مکلف به اجرای تعهد بوده و در مقابل انجام کار از کارفرما حقوق دریافت می‌نماید. در اینگونه قراردادها نیز با توجه به تبعیت دستمزدی، اقتصادی و دستوری قرارداد در زمره قراردادهای مشمول قانون کار محسوب شده و پرداخت حق بیمه آنها با رعایت مواد ۲۸ و ۳۶ و ۳۹ قانون تأمین اجتماعی به عهده کارفرمایان می‌باشد. ضمناً در قراردادهای موضوع بند (الف) که جهت تأمین رانندگان، قراردادهایی از نوع (ب) منعقد می‌گردد، پیمانکاران مکلف به پرداخت حق بیمه رانندگان مذکور می‌باشند. بنابراین در موارد مورد ادعای شاکی، تکلیف کارفرما در پرداخت مزد و حقوق منتفی نبوده و اقدامات سازمان در ارزیابی دستمزد واقعی مستند به شواهد و استعلام از مراجع ذیربط، در اجرای ماده۳۹ قانون تأمین اجتماعی صورت پذیرفته است.
*پرونده کلاسه هـ ت/ ۰۲۰۰۲۲۴ با موضوع: “ابطال بخشنامه شماره ۸۰۰/۱۴۰۱/۴۵۶۰۵ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۴ تأمین اجتماعی خراسان رضوی”در جلسه هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی مطرح و به شرح ذیل رأی صادر گردید:
https://t.me/karbime3

رأی هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی دیوان عدالت اداری
بر اساس ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی در مواردی­‌که انجام کار به­‌طور مقاطعه به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار می‌شود کارفرما باید در قراردادی که منعقد می­کند مقاطعه‌کار ‌را متعهد نماید که کارکنان خود همچنین کارکنان مقاطعه‌ کاران فرعی را نزد سازمان بیمه نماید و کل حق بیمه را به­ترتیب مقرر در ماده ۲۸ و در ظرف زمانی مقرر در ماده۳۹ ‌قانون یاد شده بپردازد.‌ با عنایت به مراتب مذکور نظر به اینکه در قراردادهای اجاره خودرو با راننده که جهت تأمین خودروهای مورد نیاز با کارفرما منعقد می‌شود پیمانکاران بر اساس حکم مقرر در ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی مکلف به پرداخت حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی هستند و بخشنامه شماره ۸۰۰/۱۴۰۱/۴۵۶۰۵ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۴ سرپرست تأمین اجتماعی خراسان رضوی به عنوان معیاری برای بررسی صحت دستمزد مندرج در فهرست ارسالی پیمانکاران در قراردادهای با موضوع اجاره خودرو است بنابراین مقرره مورد شکایت مغایرتی با قانون ندارد در نتیجه مستنداً به بند «ب» ماده ۸۴ دیوان عدالت اداری با آخرین اصلاحات و الحاقات بعدی مصوب سال ۱۴۰۲، رأی به رد شکایت صادر می­شود؛ این رأی ظرف بیست روز از تاریخ صدور، از سوی رئیس یا ده نفر از قضات دیوان عدالت اداری قابل اعتراض است.
محمدجواد صالحی انصاری- رئیس هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی دیوان عدالت اداری
https://t.me/karbime3

فوری
رای هیأت تخصصی دیوان در مورد مشاغلی که ماهیت غیر مستمر دارند

رای هیأت تخصصی کار و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری بخشنامه مصوب ۱۳۹۸ هیأت دولت را در مورد سقف قراردادهای مدت موقت در مشاغل دارای طبیعت غیر مستمر را که حداکثر به مدت ۴ سال تعیین شده بود، مغایر قانون ندانست و شکوائیه در این مورد را رد کرد. مستند این رای دیوان تبصره ماده ۷ قانون کار می باشد که در آن هیأت دولت موظف شده حداکثر مدت اشتغال در کارهای با ماهیت غیر مستمر را تعیین و مصوب کند، هیأت تخصصی کار و تامین اجتماعی اقدام هیأت دولت را در راستای ماده قانونی مذکور دانست و بر صحت آن مهر تایید نهاد.
ضمن این که زمان اجرای این آیین نامه را به قبل از تصویب تسری داده و به این ترتیب قراردادهای قبل و بعد تصویب نامه هیأت وزیران مشمول این مصوبه قرار می گیرند.
قشقایی
https://t.me/karbime3

رأی وحدت رویه در خصوص کسر حق بیمه از کمک رفاهی، فوق العاده مناطق عملیاتی و بدی آب و هوا
شماره دادنامه: ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۷۲۷۵۷۳
تاریخ دادنامه: ۱۴۰۲/۱۰/۱۹

رای هیأت عمومی
الف. تعارض در آراء در موضوع الزام یا عدم الزام به کسر حق بیمه از فوق العاده‌های «کمک رفاهی»، «مناطق عملیاتی» و «بدی آب و هوا» محرز است.
ب. اولاً، شرکت سهامی سازمان آب و برق خوزستان به موجب تبصره ۲ ماده ۹ اساسنامه شرکت سازمان آب و برق خوزستان، یک شرکت دولتی است و به موجب ماده ۵ قانون مدیزیت خدمات کشوری، شرکت‌های دولتی از مصادیق دستگاه های اجرایی هستند و تحت شمول مقررات قانون مدیریت خدمات کشوری قرار دارند.
ثانیاً، نظر به اینکه شرکت سهامی سازمان آب و برق خوزستان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری است، لذا با توجه به مفاد ماده ۱۰۶ قانون مذکور، مبنای محاسبه کسور بازنشستگی و محاسبه حقوق بازنشستگی کارکنان این شرکت، حقوق ثابت به اضافه فوق‌العاده‌های مستمر و فوق‌العاده موضوع بند ۱۰ ماده ۶۸ این قانون با عنوان فوق العاده ویژه است.
ثالثاً، به موجب تبصره ماده ۷۶ قانون مدیریت خدمات کشوری فوق‌العاده‌های مستمر، شامل فوق‌العاده‌های مذکور در بندهای (۲)، (۳) و (۵) ماده ۶۸ قانون مزبور است که به ترتیب عبارتند از «فوق العاده ایثارگری»، «فوق‌العاده سختی کار و کار در محیط های غیرمتعارف» و «فوق العاده شغل برای مشاغل تخصصی» و لذا مبنای محاسبه کسور بازنشستگی و محاسبه حقوق بازنشستگی مشمولین قانون مدیریت خدمات کشوری علاوه بر حقوق ثابت، شامل «فوق‌العاده ایثارگری»، «فوق العاده سختی کار و کار در محیط های غیرمتعارف»، «فوق العاده شغل برای مشاغل تخصصی» و «فوق العاده ویژه» نیز می‌شود و کسر حق بیمه از سایر فوق العاده‌ها مبنای قانونی ندارد.
بنا به مراتب فوق، آراء شماره ۱۴۰۱۳۱۳۹۰۰۰۰۱۸۰۰۲۳ مورخ ۱۴۰۱/۱/۲۹ صادره از شعبه ۱۵ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری و شماره ۱۴۰۱۳۱۳۹۰۰۰۱۶۷۵۵۸۴ مورخ ۱۴۰۱/۷/۲۳ صادره از شعبه ۱۸ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری که در مقام رسیدگی به خواسته الزام به کسر حق بیمه از فوق العاده‌های کمک رفاهی، مناطق عملیاتی، بدی آب و هوا و اضافه کار بر رد شکایت اصدار یافته‌اند، صحیح و منطبق با موازین قانونی است. این رای براساس ماده ۸۹ قانون دیوان عدالت اداری(اصلاحی مصوب ۱۴۰۲/۲/۱۰)برای شعب دیوان عدالت اداری و مراجع اداری و همچنین برای هیأت های تخصصی و هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در مورد رسیدگی به خواسته ابطال مصوبات موضوع بند (۱) ماده (۱۲) این قانون در ارتباط با آن موضوع لازم‌الاتباع است.
حکمتعلی مظفری- رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
http://kar-bime.blogfa.com/
https://t.me/karbime3

حق سنوات

رأی شماره ۳۳۲۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ۱ـ ملاک محاسبه و پرداخت سنوات کارگر، مطلق حقوق و مزد مندرج در مواد ۳۴ و ۳۵ قانون کار است. ۲ـ تعیین هفت برابر حداقل حقوق ماهیانه بعنوان حق سنوات خلاف قانون است

اریخ دادنامه : ۱۳۹۸/۱۱/۲۹    شماره دادنامه: ۳۳۲۸   شماره پرونده : ۹۸۰۰۹۷۹

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای سعید کنعانی

موضوع شکایت و خواسته: ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و فراز پایانی ماده ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو

 گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۱۰۰ /۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و فراز پایانی ماده ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده  است که:

" با عرض سلام و ادب و احترام

مادتین ۲ و ۸ : حکم قانونگذار در پرداخت حق سنوات، بر اساس آخرین حقوق و آخرین مزد می‌باشد که در برگیرنده تمام عناوین مزدی و مواد ۳۴ و ۳۵ قانون کار است لذا بخشنامه معترض‌عنه در حدی که کارگران را از دریافت سنوات بر اساس آخرین حقوق و مزد محروم نموده و صرفاً شامل مزد مبنا و حق جذب می‌شود، درخور نقض و مغایر با رأی وحدت رویه ۱۸۶ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۷ است.

ماده ۱۰ : حق سنوات به دلالت مواد ۲۲، ۲۴، ۲۷ و ۳۱ قانون کار بایستی بعد از خاتمه رابطه کاری و بر اساس حقوق آخرین ماه کارکرد پرداخت شود و از آنجا که پرداخت سنوات در زمان اشتغال فاقد وصف آخرین حقوق و قطع رابطه کاری می‌باشد، لذا علی‌الحساب تلقی می‌گردد چرا که محاسبه سنوات صرفاً با آخرین حقوق تجویز شده است.

مضافـاً قضات شریف با این استـدلال که سنوات خـدمت از جمله حقوقی است که به هنگام قطع رابطه تحقق پیدا می‌کند، پرداخت سنوات در طول خدمت را علی‌الحساب تلقی کرده‌اند. بنابراین بخشنامه مذکور از این جهت که پرداخت بخشی از سنوات را به مثابه تسویه حساب قطعی دانسته و در زمان بازنشستگی از محاسبه تمام سابقه کار با آخرین حقوق امتناع می‌نماید، مستحق ابطال است. همچنین مقید و محدود نمودن حق سنوات به هفت برابر حداقل مزد (موضوع ماده ۴۱ قانون کار) صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا در سراسر قانون کار شرط تحدید‌کننده سنوات مشاهده نمی‌شود لذا با مدلول مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار در معارضت و مغایرت است. "

شاکی به موجب لایحه‌ای که به شماره ۹۸ ـ ۹۷۹ ـ ۴ مورخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۷ ثبت دفتر اداره کل امور هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی دیوان عدالت اداری شده اعلام کرده است که:

" اینجانب سعید کنعانی با اقامه دعوا به طرفیت وزارت نیرو، ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و ماده ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ را تقاضا نمودم. حال با تقدیم این درخواست استدعای صرف نظر از رسیدگی به شق نخست ماده ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ را دارم، البته فراز پایانی همان ماده، دائر بر محدودیت سنوات به هفت برابر حداقل حقوق و مواد ۲و ۸ همچنان در دستور رسیدگی قرار گیرد. بر این اساس خواهشمندم رسیدگی به ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و فراز پایانی ماده ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ در هیأت عمومی ادامه یافته و صرفاً رسیدگی به قسمت نخست ماده ۱۰ کان لم یکن گردد. "

متن مقرره‌های مورد اعتراض به قرار زیر است:

  الف) مواد ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ وزیر نیرو:

" ۲ـ کلیه کارکنان شاغل در شرکتها از پاداش موضوع ماده ۳۱ قانون کار جمهوری اسلامی ایران با رعایت بند ۸ این بخشنامه به ازای هر سال سابقه خدمت قابل قبول بهره‌مند می‌گردند.

....

۸ ـ مبنای محاسبه جهت تعیین پاداش سنوات (حقوق مبنا + فوق‌العاده جذب) می‌باشد. "

ب) بند ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو:

" ۱۰ـ متن زیر به مفاد بخشنامه بازنشستگی اختیاری به شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ اضافه می‌گردد:.... در هر صورت، مجموع پاداشهای پایان خدمت پرداختی در طول خدمت نباید از سقف تعیین شده قانونی (هفت برابر حداقل حقوق ماهیانه قانون کار جمهوری اسلامی ایران به ازای هر سال خدمت ضرب در سی) تجاوز نماید. "

در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی وزارت نیرو به موجب لایحه شماره ۹۸/۲۷۰۰۳/۴۱۰ ـ ۱۳۹۸/۵/۲۸ توضیح داده است که:

" پاسخ در ماهیت شکایت مطروحه: ۱ـ در خصوص بندهای ۲ و ۸:

  بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۸//۱۳۹۴ به منظور قدردانی از خدمات کارکنان شاغل (دارای قرارداد دائم و مدت معین) در شرکتهای وابسته (غیردولتی) و با هدف جذب و بکارگیری نیروهای انسانی جوان، ایجاد زمینه اشتغال، اصلاح ساختار نیروی انسانی و متناسب سازی، تشویق و تسهیل در خروج نیروی انسانی، صادر شده است تا با اجرای آن کارکنانی که حائز شرایط بازنشستگی داوطلبانه و اختیاری می‌باشند، در صورت ارائه درخواست بازنشستگی، علاوه بر دریافت حقوق و یا مزد موضوع مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار ـ برای هر سال سابقه ـ از پاداش بازنشستگی تشویقی تا میزان ۵۰ روز برای مشاغل تخصصی و ۶۰ روز برای مشاغل غیرتخصصی بهره‌مند گردند. آن گونه که در عنوان بخشنامه  مذکور و مفاد آن اشاره گردیده است جنبه تشویقی برای بازنشستگی کارکنان در نظر گرفته شده و تقاضای داوطلبانه کارکنان برای استفاده از مزایای آن لازم و ضروری می‌باشد و در صورت عدم ارائه درخواست و عدم استفاده از آن، طبق ضوابط و مقررات کارکنان در شرایط عادی بازنشسته شده و صرفاً از مزایای پایان کار استحقاقی موضوع ماده مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار بهره‌مند می‌گردند.

همچنین مقرره مندرج در بند ۸ مبنی بر تعیین پاداش سنوات (حقوق مبنا + فوق‌العاده جذب) منحصر به پاداش ایام ۲۰ و ۳۰ روز بوده که علاوه بر حقوق و یا مزد پیش‌بینی شده در مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار، می‌باشد. در نتیجه چون مقرره فوق هیچ مغایرتی با قوانین منصوص ندارد، ایراد و اعتراض به آن نیز قابلیت طرح و پیگیری نخواهد داشت. لذا پاداشهای ذکر شده در بخشنامه مذکور از جمله بند ۲ و ۸ آن، صرفاً جنبه تشویقی برای ایجاد انگیزه کارکنان به استفاده از بازنشستگی در موعد مقرر بوده و در صورت عدم استفاده از مزایای فوق، کارکنان یاد شده در زمان خاتمه خدمت بر اساس آخرین حقوق و یا مزد به نسبت هر سال سابقه خدمت به میزان ۳۰ روز به آنان پرداخت می‌گردد. ضمناً در خصوص سقف پاداش هفت برابر حداقل دستمزد تعیین شده، لازم به توضیح است از آنجا که حسب محاسبات صورت گرفته تعهدات مالی پیش‌بینی شده در مجموع بیشتر از تعهدات و تکالیف مقرر در ماده ۳۱ قانون کار می‌باشد و کارفرما مکلف است به استناد ماده مذکور پاداش استحقاقی به هر میزان که باشد، پرداخت نماید، در این رابطه با توجه به اینکه جمع پاداش اختیاری و تشویقی پیشنهادی در بخشنامه مذکور ممکن است مازاد بر بودجه پیش‌بینی توسط مجمع عمومی شرکتهای متبوع باشد، لذا به لحاظ امکان کنترل بودجه هزینـه تخصیص یافته، هفت برابر حـداقل دستمزد، به عنـوان سقف پـاداش تشویقـی تعیین شـده است. مـلاحظه می‌فرمایند به جهت جنبه تشویقی آن کارکنان اختیار استفاده از مزایای فوق را برای خود محفوظ داشته و در این صورت هیچ‌گونه تضییع حقی متصور نخواهد بود.

۲ـ در خصوص بند ۱۰ : بند ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ مقرر نموده است «کارکنانی که قبلاً به هر دلیلی نسبت به بازخرید خدمت سنوات اقدام نموده‌اند، امکان به روز نمودن پاداش مذکور را نداشته و صرفاً قادر به دریافت باقیمانده پاداش سنوات خود با رعایت ضوابط و مقررات در چارچوب این بخشنامه می‌باشند.» در این رابطه بر اساس مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار، پایان کار کارکنان صرفاً در صورت خاتمه قرارداد کار بر اثر از کارافتادگی و یا بازنشستگی آنان قابل پرداخت می‌باشد. بر همین اساس به موجب بند (۱۰) بخشنامه مذکور تأکید گردیده که در مورد کارکنانی که قبلاً پاداش پایان خدمت بخشی از سوابق خود را مطابق مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار دریافت نموده‌اند، بروزرسانی پاداشهای پایان خدمت قبلی تحت هر عنوان مجاز نبوده و در زمان بازنشستگی فقط برای آن مدت از سوابق خدمتی که پاداش دریافت ننموده‌اند، قابل پرداخت می‌باشد. لذا این موضوع منصرف از ادعای شاکی مبنی بر علی‌الحساب تلقی کردن پرداختهای قبلی بابت پاداش پایان خدمت به استناد آراء منضم دادخواست، می‌باشد. با توجه به مراتب فوق مجدداً تأکید می‌گردد که بخشنامه ابلاغ شده به منظور تشویق و ایجاد انگیزه برای خروج کارکنان به صورت کاملاً داوطلبانه و صرفاً بر اساس درخواست خود آنان می‌باشد و مزایای مندرج در آن علاوه بر مزایای استحقاقی و تکلیفی مشخص شده در قوانین و مقررات جاری از جمله مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار می‌باشد.

علیهذا با عنایت به اینکه اولاً: بر اساس بند «پ» ماده ۸۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، شاکی باید در درخواست خود «حکم شرعی یا  مواد قانونی که ادعای مغایرت مصوبه با آن شده» است را بیان کند و همچنین مطابق بند «ت» همان ماده «دلایل و جهات اعتراض از حیث مغایرت مصوبه با شرع یا قانون اساسی یا سایر قوانین یا خروج از اختیارات مرجع تصویب کننده» را ذکر نماید. ملاحظه می‌فرمایند در درخواست و ضمائم آن مواد قانونی مورد استناد شاکی مبین خلاف قانونی بودن بخشنامه مورد اعتراض نمی‌باشد. ثانیاً: صدور بخشنامه مورد نظر به منظور ایجاد انگیزه برای خروج کارکنان به صورت کاملاً داوطلبانه و اختیاری می‌باشد. ثالثاً: بندهای مورد اعتراض در بخشنامه‌های یاد شده در چارچوب ضوابط و مقررات مربوط به شرکتهای وابسته (غیر دولتی) صادر شده است، لذا مستند به ماده ۱۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری قابلیت طرح در دیوان عدالت اداری را ندارد. لذا رسیدگی و ردّ شکایت مطروحه مورد استدعاست. "

متعاقباً مدیرکل دفتر حقوقی وزارت نیرو به موجب لایحه شماره ۴۱۰ ـ ۹۸/۴۱۰۱۷ ـ ۱۳۹۸/۹/۲۰ اعلام کرده است که:

" به موجب بخشنامه شماره ۹۸/۳۹۶۵۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۹/۱۰ وزیر نیرو بخشنامه‌های مورد نظر مطابق مقررات مورد عمل اصلاح و به شرکتهای مادر تخصصی ابلاغ شده است. لذا اتخاذ تصمیم شایسته مبنی بر رد شکایت مطروحه مورد استدعاست. "

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

 

رأی هیأت عمومی

بر مبنای مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار ، ملاک محاسبه و پرداخت حق سنوات، مطلق حقوق و مزد کارگر است که همه عناوین مقرر در مواد ۳۴ و ۳۵ قانون یاد شده را دربرمی‌گیرد. بر همین اساس، حکم مقرر در بندهای ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ وزیر نیرو که صرفاً حقوق مبنا و فوق‌العاده جذب را مبنای محاسبه حق سنوات قرار داده و فراز آخر بند ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو که خارج از چارچوب قانون، هفت برابر حداقل حقوق ماهیانه را به عنوان حق سنوات تعیین کرده، با مواد ۲۴، ۳۱، ۳۴ و ۳۵ قانون کار مغایرت دارد و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال۱۳۹۲ ابطال می‌شود.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ محمدکاظم بهرامی

تاریخ دادنامه : ۱۳۹۸/۱۱/۲۹    شماره دادنامه: ۳۳۲۸   شماره پرونده : ۹۸۰۰۹۷۹

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای سعید کنعانی

موضوع شکایت و خواسته: ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و فراز پایانی ماده ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو

 گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۱۰۰ /۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و فراز پایانی ماده ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده  است که:

" با عرض سلام و ادب و احترام

مادتین ۲ و ۸ : حکم قانونگذار در پرداخت حق سنوات، بر اساس آخرین حقوق و آخرین مزد می‌باشد که در برگیرنده تمام عناوین مزدی و مواد ۳۴ و ۳۵ قانون کار است لذا بخشنامه معترض‌عنه در حدی که کارگران را از دریافت سنوات بر اساس آخرین حقوق و مزد محروم نموده و صرفاً شامل مزد مبنا و حق جذب می‌شود، درخور نقض و مغایر با رأی وحدت رویه ۱۸۶ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۷ است.

ماده ۱۰ : حق سنوات به دلالت مواد ۲۲، ۲۴، ۲۷ و ۳۱ قانون کار بایستی بعد از خاتمه رابطه کاری و بر اساس حقوق آخرین ماه کارکرد پرداخت شود و از آنجا که پرداخت سنوات در زمان اشتغال فاقد وصف آخرین حقوق و قطع رابطه کاری می‌باشد، لذا علی‌الحساب تلقی می‌گردد چرا که محاسبه سنوات صرفاً با آخرین حقوق تجویز شده است.

مضافـاً قضات شریف با این استـدلال که سنوات خـدمت از جمله حقوقی است که به هنگام قطع رابطه تحقق پیدا می‌کند، پرداخت سنوات در طول خدمت را علی‌الحساب تلقی کرده‌اند. بنابراین بخشنامه مذکور از این جهت که پرداخت بخشی از سنوات را به مثابه تسویه حساب قطعی دانسته و در زمان بازنشستگی از محاسبه تمام سابقه کار با آخرین حقوق امتناع می‌نماید، مستحق ابطال است. همچنین مقید و محدود نمودن حق سنوات به هفت برابر حداقل مزد (موضوع ماده ۴۱ قانون کار) صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا در سراسر قانون کار شرط تحدید‌کننده سنوات مشاهده نمی‌شود لذا با مدلول مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار در معارضت و مغایرت است. "

شاکی به موجب لایحه‌ای که به شماره ۹۸ ـ ۹۷۹ ـ ۴ مورخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۷ ثبت دفتر اداره کل امور هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی دیوان عدالت اداری شده اعلام کرده است که:

" اینجانب سعید کنعانی با اقامه دعوا به طرفیت وزارت نیرو، ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و ماده ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ را تقاضا نمودم. حال با تقدیم این درخواست استدعای صرف نظر از رسیدگی به شق نخست ماده ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ را دارم، البته فراز پایانی همان ماده، دائر بر محدودیت سنوات به هفت برابر حداقل حقوق و مواد ۲و ۸ همچنان در دستور رسیدگی قرار گیرد. بر این اساس خواهشمندم رسیدگی به ابطال مواد ۲ و ۸ بخشنامه۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ و فراز پایانی ماده ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ در هیأت عمومی ادامه یافته و صرفاً رسیدگی به قسمت نخست ماده ۱۰ کان لم یکن گردد. "

متن مقرره‌های مورد اعتراض به قرار زیر است:

  الف) مواد ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ وزیر نیرو:

" ۲ـ کلیه کارکنان شاغل در شرکتها از پاداش موضوع ماده ۳۱ قانون کار جمهوری اسلامی ایران با رعایت بند ۸ این بخشنامه به ازای هر سال سابقه خدمت قابل قبول بهره‌مند می‌گردند.

....

۸ ـ مبنای محاسبه جهت تعیین پاداش سنوات (حقوق مبنا + فوق‌العاده جذب) می‌باشد. "

ب) بند ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو:

" ۱۰ـ متن زیر به مفاد بخشنامه بازنشستگی اختیاری به شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ اضافه می‌گردد:.... در هر صورت، مجموع پاداشهای پایان خدمت پرداختی در طول خدمت نباید از سقف تعیین شده قانونی (هفت برابر حداقل حقوق ماهیانه قانون کار جمهوری اسلامی ایران به ازای هر سال خدمت ضرب در سی) تجاوز نماید. "

در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی وزارت نیرو به موجب لایحه شماره ۹۸/۲۷۰۰۳/۴۱۰ ـ ۱۳۹۸/۵/۲۸ توضیح داده است که:

" پاسخ در ماهیت شکایت مطروحه: ۱ـ در خصوص بندهای ۲ و ۸:

  بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۸//۱۳۹۴ به منظور قدردانی از خدمات کارکنان شاغل (دارای قرارداد دائم و مدت معین) در شرکتهای وابسته (غیردولتی) و با هدف جذب و بکارگیری نیروهای انسانی جوان، ایجاد زمینه اشتغال، اصلاح ساختار نیروی انسانی و متناسب سازی، تشویق و تسهیل در خروج نیروی انسانی، صادر شده است تا با اجرای آن کارکنانی که حائز شرایط بازنشستگی داوطلبانه و اختیاری می‌باشند، در صورت ارائه درخواست بازنشستگی، علاوه بر دریافت حقوق و یا مزد موضوع مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار ـ برای هر سال سابقه ـ از پاداش بازنشستگی تشویقی تا میزان ۵۰ روز برای مشاغل تخصصی و ۶۰ روز برای مشاغل غیرتخصصی بهره‌مند گردند. آن گونه که در عنوان بخشنامه  مذکور و مفاد آن اشاره گردیده است جنبه تشویقی برای بازنشستگی کارکنان در نظر گرفته شده و تقاضای داوطلبانه کارکنان برای استفاده از مزایای آن لازم و ضروری می‌باشد و در صورت عدم ارائه درخواست و عدم استفاده از آن، طبق ضوابط و مقررات کارکنان در شرایط عادی بازنشسته شده و صرفاً از مزایای پایان کار استحقاقی موضوع ماده مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار بهره‌مند می‌گردند.

همچنین مقرره مندرج در بند ۸ مبنی بر تعیین پاداش سنوات (حقوق مبنا + فوق‌العاده جذب) منحصر به پاداش ایام ۲۰ و ۳۰ روز بوده که علاوه بر حقوق و یا مزد پیش‌بینی شده در مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار، می‌باشد. در نتیجه چون مقرره فوق هیچ مغایرتی با قوانین منصوص ندارد، ایراد و اعتراض به آن نیز قابلیت طرح و پیگیری نخواهد داشت. لذا پاداشهای ذکر شده در بخشنامه مذکور از جمله بند ۲ و ۸ آن، صرفاً جنبه تشویقی برای ایجاد انگیزه کارکنان به استفاده از بازنشستگی در موعد مقرر بوده و در صورت عدم استفاده از مزایای فوق، کارکنان یاد شده در زمان خاتمه خدمت بر اساس آخرین حقوق و یا مزد به نسبت هر سال سابقه خدمت به میزان ۳۰ روز به آنان پرداخت می‌گردد. ضمناً در خصوص سقف پاداش هفت برابر حداقل دستمزد تعیین شده، لازم به توضیح است از آنجا که حسب محاسبات صورت گرفته تعهدات مالی پیش‌بینی شده در مجموع بیشتر از تعهدات و تکالیف مقرر در ماده ۳۱ قانون کار می‌باشد و کارفرما مکلف است به استناد ماده مذکور پاداش استحقاقی به هر میزان که باشد، پرداخت نماید، در این رابطه با توجه به اینکه جمع پاداش اختیاری و تشویقی پیشنهادی در بخشنامه مذکور ممکن است مازاد بر بودجه پیش‌بینی توسط مجمع عمومی شرکتهای متبوع باشد، لذا به لحاظ امکان کنترل بودجه هزینـه تخصیص یافته، هفت برابر حـداقل دستمزد، به عنـوان سقف پـاداش تشویقـی تعیین شـده است. مـلاحظه می‌فرمایند به جهت جنبه تشویقی آن کارکنان اختیار استفاده از مزایای فوق را برای خود محفوظ داشته و در این صورت هیچ‌گونه تضییع حقی متصور نخواهد بود.

۲ـ در خصوص بند ۱۰ : بند ۱۰ بخشنامه ۹۸/۱۴۳۸۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ مقرر نموده است «کارکنانی که قبلاً به هر دلیلی نسبت به بازخرید خدمت سنوات اقدام نموده‌اند، امکان به روز نمودن پاداش مذکور را نداشته و صرفاً قادر به دریافت باقیمانده پاداش سنوات خود با رعایت ضوابط و مقررات در چارچوب این بخشنامه می‌باشند.» در این رابطه بر اساس مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار، پایان کار کارکنان صرفاً در صورت خاتمه قرارداد کار بر اثر از کارافتادگی و یا بازنشستگی آنان قابل پرداخت می‌باشد. بر همین اساس به موجب بند (۱۰) بخشنامه مذکور تأکید گردیده که در مورد کارکنانی که قبلاً پاداش پایان خدمت بخشی از سوابق خود را مطابق مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار دریافت نموده‌اند، بروزرسانی پاداشهای پایان خدمت قبلی تحت هر عنوان مجاز نبوده و در زمان بازنشستگی فقط برای آن مدت از سوابق خدمتی که پاداش دریافت ننموده‌اند، قابل پرداخت می‌باشد. لذا این موضوع منصرف از ادعای شاکی مبنی بر علی‌الحساب تلقی کردن پرداختهای قبلی بابت پاداش پایان خدمت به استناد آراء منضم دادخواست، می‌باشد. با توجه به مراتب فوق مجدداً تأکید می‌گردد که بخشنامه ابلاغ شده به منظور تشویق و ایجاد انگیزه برای خروج کارکنان به صورت کاملاً داوطلبانه و صرفاً بر اساس درخواست خود آنان می‌باشد و مزایای مندرج در آن علاوه بر مزایای استحقاقی و تکلیفی مشخص شده در قوانین و مقررات جاری از جمله مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار می‌باشد.

علیهذا با عنایت به اینکه اولاً: بر اساس بند «پ» ماده ۸۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، شاکی باید در درخواست خود «حکم شرعی یا  مواد قانونی که ادعای مغایرت مصوبه با آن شده» است را بیان کند و همچنین مطابق بند «ت» همان ماده «دلایل و جهات اعتراض از حیث مغایرت مصوبه با شرع یا قانون اساسی یا سایر قوانین یا خروج از اختیارات مرجع تصویب کننده» را ذکر نماید. ملاحظه می‌فرمایند در درخواست و ضمائم آن مواد قانونی مورد استناد شاکی مبین خلاف قانونی بودن بخشنامه مورد اعتراض نمی‌باشد. ثانیاً: صدور بخشنامه مورد نظر به منظور ایجاد انگیزه برای خروج کارکنان به صورت کاملاً داوطلبانه و اختیاری می‌باشد. ثالثاً: بندهای مورد اعتراض در بخشنامه‌های یاد شده در چارچوب ضوابط و مقررات مربوط به شرکتهای وابسته (غیر دولتی) صادر شده است، لذا مستند به ماده ۱۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری قابلیت طرح در دیوان عدالت اداری را ندارد. لذا رسیدگی و ردّ شکایت مطروحه مورد استدعاست. "

متعاقباً مدیرکل دفتر حقوقی وزارت نیرو به موجب لایحه شماره ۴۱۰ ـ ۹۸/۴۱۰۱۷ ـ ۱۳۹۸/۹/۲۰ اعلام کرده است که:

" به موجب بخشنامه شماره ۹۸/۳۹۶۵۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۹/۱۰ وزیر نیرو بخشنامه‌های مورد نظر مطابق مقررات مورد عمل اصلاح و به شرکتهای مادر تخصصی ابلاغ شده است. لذا اتخاذ تصمیم شایسته مبنی بر رد شکایت مطروحه مورد استدعاست. "

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

 

رأی هیأت عمومی

بر مبنای مواد ۲۴ و ۳۱ قانون کار، ملاک محاسبه و پرداخت حق سنوات، مطلق حقوق و مزد کارگر است که همه عناوین مقرر در مواد ۳۴ و ۳۵ قانون یاد شده را دربرمی‌گیرد. بر همین اساس، حکم مقرر در بندهای ۲ و ۸ بخشنامه شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ـ ۱۳۹۴/۴/۸ وزیر نیرو که صرفاً حقوق مبنا و فوق‌العاده جذب را مبنای محاسبه حق سنوات قرار داده و فراز آخر بند ۱۰ بخشنامه شماره ۹۸/۱۴۳۸۰/۵۰/۱۰۰ ـ ۱۳۹۸/۲/۱۸ وزیر نیرو که خارج از چارچوب قانون، هفت برابر حداقل حقوق ماهیانه را به عنوان حق سنوات تعیین کرده، با مواد ۲۴، ۳۱، ۳۴ و ۳۵ قانون کار مغایرت دارد و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال۱۳۹۲ ابطال می‌شود.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ محمدکاظم بهرامی

فوق العاده جذب ( بازار کار) مبنای محاسبه سنوات نیست

فوق العاده جذب ( بازار کار) مبنای محاسبه سنوات نیست

کلاسه پرونده: ۹۸۰۴۳۹۸
تاریخ رأی: شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
شماره دادنامه: ۱۴۰۰۰۹۹۷۰۹۰۶۰۱۰۰۴۱
هیات تخصصی کار ، بیمه و تأمین اجتماعی دیوان عدالت اداری

رأی هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی
نظر به اینکه اولاً مطابق ماده ۲۴ قانون کار (مصوب ۲۹/۸/۱۳۶۹)، درصورت خاتمه کار، کارفرما مکلف است برای هر سال سابقه، براساس آخرین حقوق مبلغی معادل یک ماه حقوق به عنوان مزایای پایان کار به کارگر پرداخت کند و طبق بند «ب» ماده ۳۷ قانون مذکور، در صورتی که پرداخت مزد به صورت ماهانه باشد، مزد مذکور «حقوق» نامیده می­شود و مزد نیز وفق ماده ۳۵ قانون یادشده، عبارت است از «وجوه نقدی یا غیرنقدی و یا مجموع آن­ها که در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت می­شود»، علیهذا با عنایت به اینکه مطابق مواد مورد شکایت، منظور از حق جذب، «فوق ­العاده بازار کار» بوده و این مبلغ در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت نشده، بلکه با توجه به وضعیت بازار تعیین و پرداخت می­گردد، مشمول تعریف مزد و بالتبع تعریف حقوق قرار نخواهد گرفت و مآلاً بر اساس ماده ۲۴ قانون مزبور، مبنای محاسبه مزایای پایان کار نخواهد بود.
ثانیاً با توجه به اینکه تبصره ۳ ماده ۳۶ قانون کار که اعلام میدارد «مزایای رفاهی و انگیزه­ای از قبیل کمک ­هزینه مسکن، خواربار و کمک ­عائله ­مندی ، پاداش افزایش تولید و سود سالانه جزو مزد ثابت و مزد مبنا محسوب نمی­شود»، تمثیلی بوده و منحصر در مزایای مذکور نمی­باشد، علیهذا مطابق تبصره مذکور، با توجه به انگیزشی بودن حق جذب (فوق ­العاده بازار کار)، این مبلغ نیز جزو مزد ثابت و مبنا نبوده و در مزایای پایان کار احتساب نمی­گردد.
بنا به مراتب فوق، با استناد به رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ۱۱۳۷ (مورخ ۱۰/۱۱/۱۳۹۳) ماده ۱ بخشنامه شماره ۷۳۰ (مورخ ۱۰/۱/۱۳۹۳) و ماده ۱ بخشنامه شماره ۵۱۶۵۲ (مورخ ۲۱/۳/۱۳۹۳) وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به اتفاق آرای اعضای هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی مغایر با قوانین و خارج از حدود اختیارات مقام تصویب­ کننده تشخیص نگردید. این رأی به استناد بند ب ماده ۸۴ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲ ظرف مهلت بیست روز از تاریخ صدور از جانب رئیس محترم دیوان عدالت اداری یا ۱۰ نفر از قضات محترم دیوان عدالت اداری قابل اعتراض است.
غلامرضا مولابیگی
رئیس هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی
 دیوان عدالت اداری

عدم اشتغال شخص بیمه‌شده به منظور دریافت کمک هزینه بارداری ضروری است

 

(رأی شماره ۹۹۱ مورخ ۱۴۰۰/۳/۲۵ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری)

تاریخ دادنامه : ۱۴۰۰/۳/۲۵

شماره دادنامه: ۹۹۱

شماره پرونده : ۹۹۰۱۶۲۷

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

اعلام‌کننده تعارض: معاون قضایی دیوان عدالت اداری

موضوع: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری

گردش کار: در خصوص خواسته شرایط الزام به پرداخت «کمک بارداری» طبق ماده ۶۷ قانون تأمین اجتماعی به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی، شعب دیوان عدالت اداری آراء متفاوتی صادر کرده‌اند.

گردش کار پرونده‌ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

الف: شعبه ۱۵ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۳۰۹۹۸۰۹۰۰۰۶۳۵۳۲ با موضوع دادخواست آقای شهرام زرنشان به طرفیت تأمین اجتماعی استان همدان و به خواسته پرداخت هزینه کمک بارداری به موجب دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۹۰۱۵۰۰۹۰۱ـ ۱۳۹۴/۵/۲۶ به شرح زیر رأی صادر کرده است:

با توجه به مدارک و محتویات پرونده و مستندات ابرازی و همچنین لایحه دفاعیه اداره طرف شکایت و با عنایت به اینکه برابر ماده ۶۷ قانون تأمین اجتماعی اولاً: همسر مرد می‌بایست بیمه شده باشد. ثانیاً: شرط عدم اشتغال به کار در جهت استفاده از کمک بارداری لحاظ گردیده و شاکی نیز دلیلی دال بر بیمه بودن همسر و عدم اشتغال به کار ایشان ارائه ننموده است لذا مشمول حق استفاده از مزایای مقرر در این ماده (۶۷) نبوده و شکایت مشارالیه نیز قابل پذیرش نمی‌باشد بر این اساس و مستند به ماده مارالذکر و ماده ۶۳ و ۶۸ قانون تأمین اجتماعی حکم به رد شکایت شاکی صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری خواهد بود.

در اثر تجدیدنظرخواهی از رأی مذکور، شعبه ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۵۵۶۰۰۸۴۴ـ ۱۳۹۶/۳/۲۴ با استدلال زیر ضمن نقض چنین رأیی صادر می‌کند.

تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه فوق الاشعار وارد و موجه است زیرا مطابق ماده ۶۷ قانون تأمین اجتماعی (بیمه شده زن یا همسر بیمه شده مرد در صورتی که ظرف یک سال قبل از زایمان سابقه پرداخت حق بیمه شصت روز را داشته باشد می‌تواند به شرط عدم اشتغال به کار از کمک بارداری استفاده نماید) و با توجه به اینکه آقای شهرام زرنشان سابقه پرداخت حق بیمه لازم را قبل از زایمان همسر دارد استحقاق دریافت کمک بارداری را دارند و شرط عدم اشتغال مربوط به همسر می‌باشد لذا با استناد به ماده ۷۱ قانون تشکیلات دیوان ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به ورود شکایت شاکی و پرداخت کمک بارداری صادر می‌شود. این رأی قطعی است.

ب: شعبه ۲۷ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۷۰۹۹۸۰۹۰۰۳۰۳۳۱۰ با موضوع دادخواست آقای حمیدرضا اعظمی طلعت به طرفیت تأمین اجتماعی همدان و به خواسته الزام به پرداخت کمک هزینه بارداری با غرامت دستمزد بابت ایام بارداری و زایمان همسر خود به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۰۳۰۳۸۴۲ـ ۱۳۹۸/۱۲/۲۷ به شرح زیر رأی صادر کرده است:

با عنایت به جمیع محتویات پرونده و مداقه در اظهارات و دفاعیات طرفین و مدارک و مستندات ابرازی و نظر به اینکه با وصف رد و انکار دعوای مطروحه موجهاً از سوی خوانده دلیل و مدرک متقن و یا موجب و مطلب موثر و مستندی از جانب شاکی که مثبت ادعای نامبرده و دال بر استحقاق او یا تضییع حقی باشد ارائه و ابراز نگردیده، بنابراین شکایت شاکی را وارد و محرز ندانسته و به استناد مواد ۱۰ و ۱۱ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری حکم به رد آن را صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادر شده به استناد ماده ۶۵ قانون مذکور ظرف مهلت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ به درخواست یکی از طرفین یا وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی آنها قابل تجدیدنظرخواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.

رأی مذکور به موجب رأی شماره ۹۹۰۹۹۷۰۹۶۰۰۰۱۰۱۸ ـ ۱۳۹۹/۴/۱۴ شعبه ۳۰ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری تأیید شده است.

ج: شعبه ۴۲ بدوی دیوان عدالت اداری نیز به موجب دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۹۰۴۲۰۰۵۰۰ ـ ۱۳۹۴/۳/۲۴ با موضوع دادخواست آقای ایمان زهراکار به طرفیت اداره تأمین اجتماعی شهرستان الیگودرز و به خواسته الزام به پرداخت کمک بارداری، قرار رد شکایت صادر کرده است .

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۵ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

الف- تعارض در آراء محرز است.

ب- براساس ماده ۶۷ قانون تأمین اجتماعی: «بیمه­‌شده زن یا همسر بیمه‌­شده مرد در صورتی که ظرف یک سال قبل از زایمان سابقه پرداخت حق بیمه شصت روز را داشته باشد، می‌تواند به شرط عدم اشتغال به کار، از کمک ­بارداری استفاده نماید» و برمبنای حکم مقرر در این ماده، شخص بیمه‌­شده باید علاوه بر اینکه ظرف یک سال قبل از زایمان خود یا همسرش دارای سابقه پرداخت حق بیمه شصت روز باشد، اشتغال به کار نیز نداشته باشد و بنابراین چه بیمه‌شده زنی باشد که خود اقدام به بیمه‌پردازی می‌نماید یا مردی باشد که همسرش به تبع او تحت شمول بیمه قرار گرفته است، به منظور دریافت کمک­ بارداری مذکور در ماده ۶۷ قانون تأمین اجتماعی، تحقّق شرط عدم اشتغال برای اشخاص مذکور ضروری است و با توجه به مراتب فوق و با عنایت به الزام ماده ۶۷ قانون تأمین اجتماعی به عدم اشتغال شخص بیمه­‌شده به منظور دریافت هزینه کمک­ بارداری، دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۶۰۰۰۱۰۱۸- ۱۳۹۹/۴/۱۴ (صادره از شعبه ۳۰ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری) که در مقام تأیید دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۰۳۰۳۸۴۲- ۱۳۹۸/۱۲/۲۷ (صادره از شعبه ۲۷ بدوی دیوان عدالت اداری) با پذیرش دادخواست مردی که همسرش به تبع او بیمه شده است، به لحاظ اینکه دلیلی بر عدم اشتغال مرد بیمه پرداز ارائه نشده و به رد شکایت صادر شده است، صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص داده می‌شود. این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

 

عدم ابطال مستثنی کردن کارگران شاغل در کارگاه‌ها از مصوبه عیدی کارکنان دولت

عدم ابطال مستثنی کردن کارگران شاغل در کارگاه‌ها از مصوبه عیدی کارکنان دولت

عبارت “به استثنای کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار” از بند ۱ مصوبه شماره ۱۳۲۷۷۷/ت ۵۸۴۲۷ هـ مصوب ۱۸/۱۱/۱۳۹۹ هیات وزیران موضوع نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت در سال ۱۳۹۹ از بدو صدور ابطال نشد

کلاسه پرونده: ۹۹۰۳۲۲۱

شماره دادنامه: ۱۴۰۰۰۹۹۷۰۹۰۶۰۱۰۸۳۴

تاریخ دادنامه: ۱۴۰۰/۰۶/۲۳

هیأت تخصصی کار ، بیمه و تامین اجتماعی

* شماره پرونده : هـ ع؍ ۹۹۰۳۲۲۱

* شاکی : آقای سجاد کریمی پاشاکی

* طرف شکایت : هیات وزیران

* موضوع شکایت و خواسته: ابطال و حذف عبارت “به استثنای کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار” از بند ۱ تصویب نامه شماره ۱۳۲۷۷۷؍ت ۵۸۴۲۷ هـ مصوب ۱۸؍۱۱؍۱۳۹۹ هیات وزیران موضوع نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت در سال ۱۳۹۹ از بدو صدور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* شاکی دادخواستی به طرفیت هیات وزیران به خواسته ابطال و حذف عبارت “به استثنای کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار” از بند ۱ تصویب نامه شماره ۱۳۲۷۷۷؍ت ۵۸۴۲۷ هـ مصوب ۱۸؍۱۱؍۱۳۹۹ هیات وزیران موضوع نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت در سال ۱۳۹۹ از بدو صدور به دیوان عدالت اداری تقدیم کرده که به هیأت عمومی ارجاع شده است متن مقرره مورد شکایت به قرار زیر می باشد:

۱- دستگاه‌‌های اجرایی موضوع ماده (۲۹قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران -مصوب ۱۳۹۵- و همچنین نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات و سازمان انرژی اتمی ایران مجازند به کارکنان خود (رسمی، ثابت، پیمانی، خرید خدمت، قراردادی و موقت) و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش ‌عالی و تحقیقاتی و قضات که به طور تمام‌ وقت اشتغال به کار دارند (به استثنای کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار)، مبلغ ثابت پانزده میلیون (۰۰۰ر۰۰۰ر۱۵) ریال به نسبت مدت خدمت تمام‌ وقت در سال ۱۳۹۹ به عنوان پاداش آخر سال (‌عیدی‌) در بهمن ماه سال جاری از محل بودجه مصوب دستگاه‌ های اجرایی پرداخت نمایند.

*دلایل شاکی برای ابطال مقرره مورد شکایت:

مستثنی نمودن کارگران شاغل در کارگاه های دولتی مشمول قانون کار از پرداخت هماهنگ میزان عیدی مخالف ماده واحده قانون نحوه پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب ۲۰؍۱؍۱۳۷۴ و دادنامه شماره ۴۲۸ و ۴۲۹ مورخ ۵؍۱۰؍۱۳۹۰ هیات عمومی دیوان عدالت اداری می باشد، لذا تقاضای حذف و ابطال عبارت “به استثنای کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار” از بند ۱ مصوبه معترض عنه مطابق قواعد قانون کار دارم.

*در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور تنظیم لوایح و تصویب نامه‌ها و دفاع از مصوبات دولت معاونت حقوقی رییس جمهور، معاونت امور مجلس، حقوقی و استانهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، رییس امور حقوقی و مجلس سازمان اداری و استخدامی کشور و سرپرست امور حقوقی، قوانین و مقررات سازمان برنامه و بودجه به موجب لوایح شماره ۳۳۵۸۷؍۴۵۳۳۰ مورخ ۲۹؍۳؍۱۴۰۰، ۴۷۷۱۱ مورخ ۲۲؍۳؍۱۴۰۰، ۵۱۴۳ مورخ ۶؍۲؍۱۴۰۰ و ۹۲۴۲۳ مورخ ۱؍۳؍۱۴۰۰ به طور خلاصه توضیح داده اند که:

۱- به طور کلی دو نظام قانونی مختلف برای پرداخت عیدی به شاغلین کشور وجود دارد که یکی ناظر بر کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار است و بنابر ماده واحده قانون مربوط به نعیین عیدی و پاداش سالانه کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار مصوب ۱۳۷۰ در این خصوص تعیین تکلیف شده است. دیگری نیز ناظر به کارکنان دولت اعم از کارمندان و کارگران مشمول قانون کار که درخصوص این گروه از شاغلین به موجب قانون نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت مصوب ۱۳۷۴ وضع قاعده گردیده است. آنچه به موجب مصوبه معترض عنه مقرر گردیده ناظر به گروه دوم بوده و برهمین اساس برای رفع هرگونه ابهام کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار مشمول ماده واحده مصوب ۱۳۷۰ خارج از شمول مفاد مصوبه اعلام شده اند.

۲- قانونگذار در قانون نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت مصوب ۱۳۷۴ در بیان مشمولین ماده واحده مزبور ابتدا اشاره به وزراتخانه ها، سازمانها، موسسات و شرکت های دولتی نموده و در انتها به مشمولین قانون کار اشاره می کند که با توجه به هدف و مقصود قانونگذار از ماده واحده مزبور منظور از مشمولین قانون کار در واقع افرادی هستند که در سازمان ها و شرکت های دولتی تحت شمول قانون کار مشغول به کار می باشند، لیکن در مصوبه معترض عنه کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار از مفاد مصوبه مستثنی شده اند و در واقع قصد مقرره گذار استثنا نمودن کارگران شاغل در کارگاه های دولتی نبوده است.

۳- به تصریح قانون نحوه پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب ۱۳۷۴ مشمولین قانون کار نیز در شمول قانون مزبور قرار گرفته اند و تاکنون رویه معمول و مرسوم این بوده که به کارگران مشمول قانون کار که در دستگاه های اجرایی نه کارگاه های بخش غیردولتی اشتغال داشته اند مشابه کارمندان دستگاه اجرایی مشمول مقررات استخدامی شاغل در همان دستگاه عیدی مقرر پرداخت می شد.

۴- شاکی برای اثبات حقانیت خود به دادنامه شماره ۴۲۸ – ۴۲۹ سال ۱۳۹۰ هیات عمومی دیوان عدالت اداری استناد نموده علاوه بر این رای در آرای دیگری از جمله دادنامه شماره ۱۶۱ مورخ ۵؍۴؍۱۳۹۱ هیات عمومی دیوان عدالت اداری اعتبار قانون نحوه پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب ۱۳۷۴ به عنوان آخرین اراده قانونگذار در مورد پرداخت عیدی کارگران شاغل در دستگاه های اجرایی مورد تاکید قرار گرفته است.

۵- دستگاه‌های دولتی واجد وصف کارگاه نمی باشند و اعتراض شاکی به مصوبه معترض عنه به جهت این استنباط بوده که ایشان دستگاه اجرایی را مترادف کارگاه‌های مشمول قانون کار قلمداد و نتیجتا کارگران مشمول قانون کار شاغل در دستگاه های اجرایی را نیز همردیف کارگران شاغل در بخش خصوصی تلقی نموده‌اند، در حالی که این برداشت صحیح نمی باشد. و قانونگذار با علم و آگاهی به وجود قانون نحوه پرداخت عیدی سال ۱۳۷۰ مبادرت به تصویب قانون نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت در سال ۱۳۷۴ نموده و در آن کلیه کارگران شاغل در دستگاه های اجرایی را تابع این قانون دانسته است و براین اساس همه ساله وفق قانون مزبور به تمامی کارکنان دولت فارغ از عنوان و نوع رابطه استخدامی به طور مساوی عیدی سالانه پرداخت می گردد. این عدالت در بند ۶ سیاست های کلی نظام اداری ابلاغی مقام معظم رهبری نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

۶- با توجه به آنکه عیدی و پاداش سالانه کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار، مشمول قانون مصوب ۶؍۱۲؍۱۳۷۰ است، لذا ابطال عبارت مذکور امکان‌پذیر نمی باشد.

پرونده شماره هـ ع؍۹۹۰۳۲۲۱ مبنی بر درخواست ابطال و حذف عبارت “به استثنای کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار” از بند ۱ تصویب نامه شماره ۱۳۲۷۷۷؍ت ۵۸۴۲۷ هـ مصوب ۱۸؍۱۱؍۱۳۹۹ هیات وزیران موضوع نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت در سال ۱۳۹۹ از بدو صدوردر جلسه هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی مورد رسیدگی قرارگرفت و اعضا به اتفاق به شرح ذیل اعلام نظر نمودند:

رای هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی

اولا براساس ماده واحده قانون مربوط به تعیین عیدی و پاداش سالانه کارگران شاغل در کارگاههای مشمول قانون کار مصوب ۱۳۷۰ «کلیه کارفرمایان کارگاههای مشمول قانون کار مکلفند به هر یک از کارگران خود به نسبت یکسال کار معادل شصت روز آخرین مزد ، ‌بعنوان عیدی و پاداش بپردازند مبلغ پرداختی از این بابت به هر یک از کارکنان نبایستی از معادل نود روز حداقل مزد روزانه قانونی تجاوز کند

ثانیا براساس ماده واحده قانون نحوه پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب ۱۳۷۴ «دولت موظف است اعتباری که هر ساله برای پرداخت عیدی به کارکنان خود تخصیص می‌دهد، اعم از نقدی یا غیر نقدی، بطور‌ مساوی به کلیه کارکنان خود پرداخت نماید، این امر شامل کلیه وزارتخانه‌ ها، سازمانها، موسسات و شرکتهای دولتی موضوع ماده ۴ قانون محاسبات‌ عمومی کشور از جمله شرکتهای دولتی که شمول قانون به آنها مستلزم ذکر نام است، شرکت ملی نفت ایران و شرکتهای دولتی تابعه، سازمان گسترش ‌و نوسازی صنایع ایران و شرکتهای دولتی تابعه و سازمان صنایع ملی ایران و شرکتهای دولتی تابعه و مراکز تهیه و توزیع کالا و سازمان صدا و‌ سیمای جمهوری اسلامی ایران، شرکت ملی گاز، شرکت پتروشیمی، بانکها، شهرداریها و موسساتی که تمام یا قسمتی از بودجه آن‌ ها از بودجه‌ عمومی تأمین می‌ شود، نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی و نهادهای انقلاب اسلامی، مشمولان قانون استخدام نیروهای مسلح و غیر نظامیان‌ ارتش و نیروهای انتظامی، قضات، اعضاء هیأت علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و مشمولان قانون کار، مشمول این قانون می‌گردند…»

ثالثا براساس رأی شماره ۴۲۹-۴۲۸ مورخ ۵؍۱۰؍۱۳۹۰ «نظر به این که به موجب ماده واحده قانون نحوه پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب ۲۰؍۱؍۱۳۷۴ دولت موظف شده است، اعتباری که هر ساله برای پرداخت عیدی به کارکنان خود تخصیص میدهد، اعم از نقدی و غیر نقدی را به طور مساوی به کلیه کارکنان خود پرداخت کند و در ادامه ماده واحده، مشمولان قانون کار در دستگاههای دولتی را نیز مشمول قانون قلمداد کرده است، بنابراین پرداخت عیدی و پاداش پایان سال به مشمولان قانون کار شاغل در دستگاههای دولتی بر اساس قانون مربوط به تعیین عیدی و پاداش سالانه کارگران شاغل در کارگاههای مشمول قانون کار وجاهت قانونی ندارد…»

بنابه مراتب مذکور مصوبه معترض عنه مغایرتی با قوانین و مقررات مذکور نداشته و خارج از حدود صلاحیت مرجع صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد. این رای به استناد بند (ب) ماده ۸۴ قانون مذکور ظرف مهلت بیست روز از تاریخ صدور از جانب رییس محترم دیوان عدالت اداری یا ۱۰ نفر از قضات محترم دیوان عدالت اداری قابل اعتراض است.

محمد جواد انصاری- رئیس هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری

 

ابطال بخشنامه نحوه رسیدگی به تخلفات اداری تخلفات اداری شاغلین در سمت‌های اداری یا مدیریتی مشمول قانو

ابطال بخشنامه نحوه رسیدگی به تخلفات اداری تخلفات اداری شاغلین در سمت‌های اداری یا مدیریتی مشمول قانون کار

(دادنامه شماره ۳۲۵ مورخ ۱۲/۵/۱۴۰۰ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری)

کلاسه پرونده: ۹۹۰۲۴۱۸

شماره پرونده: ۹۹۰۹۹۸۰۹۰۵۸۰۱۸۸۷

دادنامه: ۱۴۰۰۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۳۲۵

تاریخ: ۱۲/۰۵/۱۴۰۰

شماره پرونده: ۹۹۰۲۴۱۸- ۹۹۰۲۰۲۴

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکیان: آقایان قاسم جلیل و علیرضا دربندی

موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره ۲۶۷۴۵۱- ۲۶/۵/۱۳۹۹ سازمان اداری و استخدامی کشور

گردش کار: شاکیان به موجب دادخواست‌هایی جداگانه ابطال بخشنامه شماره ۲۶۷۴۵۱- ۲۶/۵/۱۳۹۹ سازمان اداری و استخدامی کشور را خواستار شده‌اند و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده‌اند که:

احتراماً به استحضار می‌رساند: سازمان اداری و استخدامی کشور وفق بخشنامه شماره ۲۶۷۴۵۱- ۲۶/۵/۱۳۹۹ به نمایندگان وزرا (رؤسای سازمان‌ها) و مسئولین هماهنگی هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری دستگاه‌های مشمول قانون رسیدگی به تخلفات اداری ابلاغ نموده، در مواردی که افراد با قراردادهای موضوع قانون کار در هسمت‌های اداری یا مدیریتی به کار گرفته شوند در صورت تخلف و یا تخلفات اداری موضوع ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، مرجع صالح رسیدگی به تخلفات آنان هیأت رسیدگی به تخلفات اداری دستگاه اجرایی محل خدمت بوده می‌باشد که بنابر دلایل مشروحه ذیل بخشنامه اصداری برخلاف قانون و در خور ابطال می باشد، لذا تقاضای رسیدگی و ابطال آن مورد استدعاست. مستند به مواد ۱۵۷ به بعد قانون کار مراجع حل اختلاف کارگری و کارفرمایی کاملاً احصا و مشخص شده است که روند رسیدگی به تخلفات ناشی از روابط کارگری و کارفرمایی به چه نحو باشد و از طرف دیگر قانون کار از قواعد آمره می باشد که برخلاف آن نمی شود عمل نمود، هر چند با تراضی طرفین صورت گرفته باشد و در صورت تخلف وفق قانون کار باید با متخلفین برخورد گردد.

بر اساس ماده ۱۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، دستگاه های مشمول این قانون (قانون رسیدگی به تخلفات اداری) نیز مشخص شده اند و در قسمت اخیر این ماده نیز مشمولان قانون کار را از این قانون مستثنی کرده اند. لذا بخشنامه صادر شده برخلاف صریح قانون هست و زمانی که قانونی وجود دارد، بخشنامه تاب مقاومت با قانون را ندارد. در تعارض بین قانون و بخشنامه قانون ارجحیت دارد و این بخشنامه در خور ابطال می باشد. تخلف اداری عبارتست از ارتکاب اعمال و رفتار نادرست توسط مستخدم و عدم رعایت نظم و انضباط اداری که منحصر به موارد مذکور در قانون رسیدگی به تخلفات اداری است که قید کلمه مستخدم منحصراً ویژه کارکنان دولت هست در حالی که مشمولین قانون کار به عنوان کارگر شناخته شده و محکومیت و مجازات این دو مرجع کاملاً به هم متفاوت هستند. پس چرا باید مرجعی که صلاحیت رسیدگی ندارد و از همه مهمتر خودش دارای مرجع قانونی دیگری است (قانون کار) در قانون رسیدگی به تخلفات اداری رسیدگی گردد و علی الاصول در این مورد مجازات های مشمولین قانون کار خفیف تر هستند.

حسب فراز آخر ماده ۱۸ قانون نحوه رسیدگی به تخلفات کارکنان دولت به صراحت قید گردیده که مشمولین قانون کار از شمول این قانون خارج و تابع مقررات مربوط به خود می‌باشد. حسب ماده ۲۷ قانون کار در صورت تخلف کارگر از وظایف محوله و آیین نامه انضباط کار شورای اسلامی کار و کمیته انضباط کار کارگاه ملزم به رسیدگی به تخلف می باشد. حسب مفهوم مخالف ماده ۱۸۸ قانون کار کلیه کارکنانی که تابع استخدام کشوری نمی باشند و شامل سایر مصادیق این ماده نیز نمی باشند، کارگر محسوب و رعایت قانون کار برای این افراد لازم الاجرا می باشد. تقسیم کارگران تابع قانون کار به کارمند و مدیر و کارگر عادی امر غیرقانونی بوده و خارج از صلاحیت تصمیم گیری سازمان اداری و استخدامی کشور می باشد. شرایط و ضوابط رسیدگی به تخلفات کارگران با توجه به مرجع رسیدگی (کمیته انضباط کارگران با حضور نماینده کارگران و نماینده سرپرستان) مغایر با مرجع رسیدگی تخلفات کارکنان دولت می باشد. مرجع اعتراض به تصمیمات کمیته انضباط کار به جهت اتخاذ تصمیم در تنبیه کارگر حسب ماده ۱۵۷ و ۱۶۵ قانون کار هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف مستقر در ادارات کار می‌باشند، در صورتی که مرجع اعتراض به تصمیمات هیأت‌های رسیدگی به تخلفات کارکنان دیوان می‌باشد. لذا از آنجایی که مصوبه سازمان اداری و استخدامی کشور در گسترش صلاحیت هیأت‌های رسیدگی به تخلفات کارکنان دولت به کارگران دارای شعب اداری یا مدیریت خلاف نص صریح قانون بوده و خارج از صلاحیت سازمان مذکور بوده و باعث تضییع حقوق کارگران می‌گردد، لذا به استناد اصل ۱۷۳ قانون اساسی و ماده ۱۲ قانون تشکیلات دیوان عدالت اداری درخواست ابطال مصوبه مذکور از تاریخ صدور را دارم.”

متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

نمایندگان وزرا (رؤسای سازمان‌ها) و مسئولین هماهنگی هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری دستگاه‌های مشمول قانون رسیدگی به تخلفات اداری

با سلام و احترام

با توجه به درخواست‌ها و مکاتبات مکرر دستگاه‌ها با دبیرخانه هیأت عالی نظارت در ارتباط با چگونگی رسیدگی به تخلفات اداری کارکنانی که با قراردادهای موضوع قانون کار در دستگاه‌های مشمول قانون رسیدگی به تخلفات اداری در سمت‌های اداری یا مدیریتی شاغل هستند، پیرو مصوبه جلسه شماره ۹۳۱- ۸/۱۱/۱۳۹۸ هیأت عالی نظارت (ابلاغی طی بخشنامه شماره ۶۵۸۸۱۰- ۱۲/۱۱/۱۳۹۸) موضوع در جلسه شماره ۹۴۷- ۱۲/۵/۱۳۹۹ هیأت مذکور مطرح و به شرح ذیل اتخاذ تصمیم گردید:

در مواردی که افراد با قراردادهای موضوع قانون کار در سمت‌های اداری یا مدیریتی به کار گرفته می شوند، چنانچه در خصوص مسئولیت‌های مذکور، مرتکب تخلف یا تخلفات اداری موضوع ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری شوند، مرجع صالح رسیدگی به تخلفات اداری آنان هیأت رسیدگی به تخلفات اداری دستگاه اجرایی محل خدمت بوده که حسب قانون رسیدگی به تخلفات اداری به اتهامات آنها رسیدگی خواهد شد. مراتب برای اطلاع و اقدام لازم اعلام می‌گردد. – رییس سازمان اداری و استخدامی کشور

در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی و مجلس سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لوایح شماره ۳۸۹۱۳۷- ۱۳/۱۱/۱۳۹۹ و ۳۸۴۱۱۳- ۲۲/۱۰/۱۳۹۹ توضیح داده است که:

حسب مواد ۱ و ۲ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، رسیدگی به تخلفات اداری در دستگاه‌های مشمول قانون، صرفاً در صلاحیت هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان قرار گرفته و به موجب اطلاق صدر ماده ۱۸قانون مذکور، نه تنها تمامی دستگاه های دولتی، نهادهای عمومی و انقلابی بلکه حتی مؤسساتی که فقط بخشی از بودجه آنها توسط دولت تأمین می شود نیز در شمول مقررات این قانون قرار گرفته اند. با عنایت به مراتب فوق و توجهاً به ماهیت موضوع رسیدگی به تخلفات ادرای، از نظر قانونگذار اصل بر صلاحیت عام هیأت های رسیدگی به تخلفات ادرای و شمولیت قانون عام قانون رسیدگی به تخلفات اداری در تمامی دستگاه های اجرایی قوای سه گانه بوده و سیاق عبارت مواد مربوطه به نحوی تنظیم شده که هیچ یک از کارمندان و هیچ کدام از دستگاه های اجرایی خارج از حاکمیت قانون مزبور باقی نمانند. بنابراین از استثنائات ذیل ماده ۱۸ می بایست بر اساس این اصل کلی برداشت اجرایی نمود، چرا که این استثنائات صرفاً و منطقاً به اقتضای ماهیت برخی مشاغل خاص نظیر قضاوت، عضویت در هیأت علمی و مشاغل نظامی پیش بینی شده و برداشت موسع از این استثنائات به طوری که صلاحیت عام هیأت‌ها و شمولیت عام قانون را مخدوش و زایل سازد، خلاف اصول حقوقی است. نظر به مراتب فوق باید عنوان داشت که مراد مقنن از مشمولان قانون کار صرفاً مشاغل با ماهیت کارگری موضوع تبصره ذیل ماده ۴ قانون استخدام کشوری بوده و چنانچه از قانون به نحوی برداشت اجرایی نمود که تمامی افرادی که بر اساس قانون کار در دستگاه های اجرایی اشتغال به کار دارند را در برگیرد، با حکمت قانونگذار و فلسفه وضع قانون رسیدگی به تخلفات اداری نیز در تعارض خواهد بود. در حال حاضر بسیاری از شرکت ها و مؤسسات دولتی و عمومی با توجه به قوانین و مقررات خاص خود نه تنها در مشاغل با ماهیت کارگری، بلکه در تمام سطوح اداری و مدیریتی کارکنان خود را بر اساس قانون کار استخدام می نمایند. در صورت پذیرش استدلال شاکی می بایست در مقام رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان و مدیران بسیاری از شرکت ها و مؤسسات مهم و معظم دولتی از ساز و کار مبتنی بر آیین نامه انضباطی و هیأت‌های حل اختلاف موضوع ماده ۲۷ قانون کار و تبصره های ذیل آن استفاده نمود که نه روش انتخاب اعضای کمیته های انضباطی مربوطه انطباقی با ساز و کار حاکمیتی دولت دارد و نه سطح و نوع مجازات‌های قابل در آیین نامه مربوطه از سنخیت کامل با تخلفات قابل ارتکاب از سوی کارمندان بخش عمومی و دولتی برخوردار است.

علاوه بر مراتب فوق در صورت پذیرش برداشت مد نظر شاکی نظام رسیدگی به تخلفات اداری دچار دوگانگی فراوانی خواهد شد زیرا کارمندان و مدیران قابل توجهی از شرکت ها و مؤسسات دولتی از شمول قانونی جامع، دارای اسلوب دقیق حقوقی، مجازات های بازدارنده (تا سطح انفصال دائم از خدمات دولتی) و تشریفات آیین رسیدگی مدون و دقیق خارج شده و به صورت کاملاً بلاوجه مشمول مقرراتی قرار می گیرند که اصولاً متناسب با اقتضائات حاکم بر کارگاه ها و بنگاه های خصوصی تنظیم و وضع گردیده است. همچنین دقت نظر در نوع استثنائات ذیل ماده ۱۸ قانون برداشت فوق را تقویت می نماید زیرا به غیر از مشمولین قانون کار سایر مشاغلی که به لحاظ ماهیت خود در این قسمت مستثنی شده اند همگی دارای ساز و کار قانونی مشابه قانون رسیدگی به تخلفات اداری می باشند که به اقتضای شغل مربوطه رأساً از سوی قانونگذار وضع گردیده و به هیچ عنوان دارای ساز و کار مشترک با بخش خصوصی (حتی در مورد اعضای هیأت علمی) نیستند. قانون اخیرالتصویب (تبصره ذیل ماده ۱۲۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) برای افرادی که به موجب قانون کار در دستگاه های اجرایی به خدمت اشتغال دارند نیز از عنوان «کارمند» استفاده نموده است در حالی که قانون استخدامی حاکم در زمان تصویب قانون رسیدگی به تخلفات اداری (تبصره ذیل ماده ۴ قانون استخدام کشوری) برای این قبیل افراد از عنوان «کارگر» استفاده نموده است. لذا به توجه به مفاد ماده ۱ قانون رسیدگی به تخلفات اداری می توان چنین برداشت نمود که در حال حاضر افرادی که بر اساس قانون کار در دستگاه های اجرایی به خدمت گرفته می شوند، تحت حکومت قانون رسیدگی به تخلفات اداری قرار دارند. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری طی دادنامه شماره ۱۹۳۴- ۱۸/۱۰/۱۳۹۷ در موضوع مشابه مذکور در قسمت اخیر ماده ۱۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، بخشنامه شماره ۱۵۸۵۸۶۴- ۲/۱۰/۱۳۹۶ سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص «چگونگی رسیدگی به تخلفات اداری اعضای هیأت علمی شاغل در پست‌های مدیریتی و اجرایی» را قابل ابطال ندانسته است. علاوه بر موارد مذکور در بالا موارد زیر در پاسخ به دلایل اعلامی شاکی در خصوص درخواست ابطال مصوبه مورد شکایت را به استحضار می‌رساند:

الف- در پاسخ به بند ۱ دلایل شاکی همان گونه که ایشان اعلام نموده اند «مستند به مواد ۱۵۷ به بعد قانون کار، مراجع حل اختلاف کارگری و کارفرمایی کاملاً احصاء شده و …» موضوع مصوبه مذکور خارج از شمول قانون کار است چرا که به شمول قانون رسیدگی به تخلفات اداری در خصوص سمت های اداری یا مدیریتی توجه دارد نه مشاغل کارگری که شاکی به این امر توجه ننموده است.

ب- در خصوص بند ۲ دلایل شاکی در مورد مستثنی شدن مشمولین قانون کار از قانون رسیدگی به تخلفات اداری باید اعلام کرد مصوبه مذکور در تعارض با ماده ۱۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری نیست، چرا که اولاً: مراد قانونگذار از انشاء قانون رسیدگی به تخلفات اداری برخورد مناسب با افرادی است که در دستگاه های دولتی و عمومی اشتغال داشته و امور اداری و اجرایی تکالیف مربوط را عهده دارند و ماده ۱۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری در تفکیک اشتغال در سمت های اداری از غیراداری، مصادیق مربوط را شمرده است. لذا چون اصل در مصداق تجلی نیابد نافی اصل نیست بلکه مصداق در تعریف یا تحقق در جهت اصل تبیین شدنی است. در یان خصوص لازم به ذکر است تعداد قابل توجهی از کارکنان شاغل در سمت های اداری و اجرایی در دستگاه های مشمول قانون رسیدگی به تخلفات اداری و مؤسسات وابسته به آنها از جمله وزارت نفت (بالغ بر ۳۵۰۰۰ نفر)، بان کهای خصصوی الحاقی به بانک سپه (۲۶۰۰۰ نفر)، مؤسسات وابسته به فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت صمت و… که رابطه استخدامی آنها بر اساس قانون کار تعریف شده به هنگام ارتکاب تخلفات اداری موضوع ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، برخورد مناسبی با این گونه کارکنان صورت نگرفته و از ساز و کار مبتنی بر آیین نامه انضباطی و هیأت‌های حل اختلاف موضوع ماده ۲۷ قانون کار و تبصره های ذیل آن که نه روش انتخاب اعضای کمیته های انضباطی مربوطه انطباقی با ساز و کار حاکمیتی دولت دارد و نه سطح و نوع مجازات های قابل اعمال در آیین مربوطه از سنخیت کامل با تخلفات قابل ارتکاب از سوی کارمندان بخش عمومی و دولتی برخوردار است، نمی توان استفاده کرد در غیراین صورت نوعی دوگانگی در برخورد با خاطیان را ایجاد می نماید. ثانیاً، مستفاده از دادنامه شماره ۱۹۳۴- ۱۸/۱۰/۱۳۹۷ هیأت عمومی دیوان، قسمت اخیر ماده ۱۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری که مشمولان قانون کار را از شمول این قانون مستثنی کرده، ناظر به مواردی است که این افراد به امور کارگری اشتغال داشته باشند و منصرف از اشتغال آنها در نقش کارمند اداری دستگاه اجرایی است. همچنین تخلفات احصاء شده در قانون کار در ارتباط با وظایف کارگری و رابطه بین کارگر و کارفرما تعریف شده و متفاوت با تخلفات موضوع ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات  اداری است و نوع و سنخیت آنها یکسان نیست. ثالثاً، مصوبه مورد شکایت در راستای ماده ۱ قانون رسیدگی به تخلفات ادرای و مستند به ماده ۲۲ آن اصدار یافته و خارج از حدود و اختیارات هیأت عالی نظارت نمی باشد.

پ- بند ۳ استدلال شاکی در واقع امر، مؤید مصوبه مورد نظر است چرا که مصوبه در پی تفکیک تخلفات اداری افراد شاغل در مشاغل اداری و کارمندی، از تخلفات مشاغل کارگری است نه در پی تعمیم قانون رسیدگی به تخلفات ادایر بر کارگران، چرا که در برخورد با خاطی سمت های شاغل در اداری و اجرایی دستگا های دولتی در قانون کار موردی پیش بینی نشده و این امر منحصراً در حیطه صلاحیت قانون رسیدگی به تخلفات اداری است.

در خصوص استناد شاکی به مفهوم مخالف ماده ۱۱۸ قانون کار، لازم به ذکر است: اولاً؛ به لحاظ اصولی، مفهوم مخالف حجت نمی باشد. ثانیاً، این گونه نیست که در صورتی که شخصی تابع قانون استخدام کشوری یا سایر قواینن و مقررات خاص استخدامی نباشد، لزوماً بدون توجه به سایر قوانین خاص، تابع احکام قانون کار باشد. فرضاً نحوه پرداخت عیدی به کارگران مشمول قانون کار که در دستگاه ای اجرایی اشتغال دارند، طبق یک قانون خاص و متفاوت از کارگرانی است که در بخش خصوصی مشغول به کار هستند.”

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۲/۵/۱۴۰۰ به ریاست معاون قضایی دیوان عدالت اداری در امور هیأت عمومی و با حضور معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

اولاً: بر اساس ماده ۱۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال ۱۳۷۲: «… مشمولان قانون استخدام نیروهای مسلح و غیرنظامیان ارتش و نیروهای انتظامی، قضات، اعضای هیأت‌های علمی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی و مشمولان قانون کار از شمول این قانون خارج بوده و تابع مقررات مربوط به خود خواهند بود.» و در نتیجه بر مبنای حکم فوق، مشمولین قانون کار علی الاطلاق از شمول مقررات قانون رسیدگی به تخلفات اداری خارج هستند.

ثانیاً: به موجب ماده ۲۷ قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹: «هر گاه کارگر در انجام وظایف محوله قصور ورزد و یا آیین نامه های انضباطی کارگاه را پس از تذکرات کتبی نقض نماید، کارفرما حق دارد در صورت اعلام نظر مثبت شورای اسلامی کار علاوه بر مطالبات و حقوق معوقه به نسبت هر سال سابقه کار معادل یک ماه آخرین حقوق کارگر را به عنوان حق سنوات به وی پرداخته و قرارداد کار را فسخ نماید. در واحدهایی که فاقد شورای اسلامی کار هستند، نظر مثبت انجمن صنفی لازم است و در هر مورد از موارد یاد شده اگر مسأله با توافق حل نشد به هیأت تشخیص ارجاع و در صورت عدم حل اختلاف از طریق هیأت حل اختلاف رسیدگی و اقدام خواهد شد. در مدت رسیدگی مراجع حل اختلاف، قرارداد کار به حالت تعلیق درمی آید

بنا به مراتب فوق و با عنایت به اینکه رسیدگی به تخلفات مشمولین قانون کار قابل طرح در هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری نیست و باید از طریق ساز و کار قانونی مقرر در ماده ۲۷ قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹ مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین بخشنامه شماره ۲۶۷۴۵۱- ۲۶/۵/۱۳۹۹ سازمان اداری و استخدامی کشور که متضمن رسیدگی هیأت رسیدگی به تخلفات اداری به تخلفات افرادی است که با قراردادهای موضوع قانون کار در سمت‌های اداری یا مدیریتی اشتغال دارند، خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می شود. با اعمال حکم مقرر در ماده ۱۳ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری و تسری ابطال مقرر مذکور به زمان صدور آن موافقت نشد.

 

برقراری مستمری بازماندگان نوه اناث مشمولین قانون کار و تامین اجتماعی

دادنامه شماره ۱۵۷ مورخ ۲۴/۱/۱۴۰۰ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در مورد برقراری مستمری بازماندگان نوه اناث مشمولین قانون کار و تامین اجتماعی

شماره پرونده: ۹۹۰۰۲۸۰

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

اعلام کننده تعارض: معاون نظارت و بازرسی دیوان عدالت اداری 

موضوع : اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری  

   گردش کار: شعب دیوان عدالت اداری در خصوص دادخواست اشخاص به خواسته الزام به برقراری مستمری بازماندگان نوه اناث، آراء متفاوتی به شرح زیر صادر کرده اند.

گردش کار پرونده ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

   الف: شعبه ۴۷ بدوی دیوان عدالت اداری در خصوص شکایت خانم مریم صحرایی به طرفیت اداره کل تأمین اجتماعی استان خوزستان و به خواسته الزام به برقراری مستمری فوت مورث به موجب دادنامه شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۲۵۰۱۶۹۴-۲۲؍۷؍۱۳۹۶ به شرح زیر رأی به ورود شکایت صادر کرده است:

  در خصوص شکایت خانم مریم صحرایی علیه ادارات کل تأمین اجتماعی، اداره کل تامین اجتماعی استان خوزستان، مبنی بر الزام به برقراری مستمری فوت مورث (۲۱؍۱؍۱۳۹۳)، با عنایت به ماده واحده قانون اصلاح تبصره ۲ ماده واحده قانون اجازه پرداخت وظیفه و مستمری وراث کارمندان مصوب آذر ماه سال ۱۳۳۸ و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث (مصوب ۲؍۱۰؍۱۳۶۳ و اصلاحی ۱۳؍۲؍۱۳۷۹) و ماده ۹ آیین نامه اجرایی قانون مزبور (۲؍۴؍۱۳۶۴)، حکم به ورود شکایت شاکی به استناد ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ و الزام اداره طرف شکایت به پرداخت مستمری بازماندگان به وی از زمان مطلقه شدن صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض و رسیدگی مجدد در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می باشد.

  شعبه ۲۰ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره ۹۶۷-۹؍۳؍۱۳۹۷ ضمن تأیید رأی شعبه بدوی به شرح زیر رأی صادر کرده است:

  با توجه به اینکه بند (ب) ماده واحده قانون اجازه پرداخت وظیفه مستمری وراث کارمندان و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث مقرر داشته: حقوق وظیفه سهم فرزندان و نوادگان اناث کلیه مستخدمین وزارتخانه‌ها و موسسات و شرکت های دولتی و شهرداری ها و همچنین سازمان های دولتی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است و مشمولین قانون استخدام نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و قانون تأمین اجتماعی که طبق قوانین و مقررات مربوطه برقرار شده یا بشود با رعایت کلیه قوانین و مقررات مورد عمل به شرط نداشتن شوهر و حرفه و شغل قابل پرداخت می باشد با این وصف دادنامه تجدیدنظر خواسته منطبق با قانون بوده و به استناد ماده ۷۱ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ابرام می گردد و تقاضای تجدیدنظر خواهی سازمان تجدیدنظر خواه رد می گردد. رأی صادره قطعی است.

  ب: شعبه ۶۶ بدوی دیوان عدالت اداری در خصوص شکایت خانم سکینه السادات جمالی کزکوه به طرفیت اداره تأمین اجتماعی بهشهر و به خواسته الزام به برقراری مستمری بازماندگان نوه اناث به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۱۶۰۱۸۰۸-۲۰؍۵؍۱۳۹۸ به شرح زیر رأی به رد شکایت صادر کرده است:

  با عنایت به قانون  اصلاح تبصره ۲ ماده واحده قانون اجازه پرداخت وظیفه و مستمری وراث کارمندان مصوب ۲۸؍۹؍۱۳۳۸ و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث و نظریه ماده ۹ آیین نامه اجرایی قانون مرقوم و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث مصوب ۳؍۴؍۱۳۶۴ شمول قانون صرفاً بر وراث کارمندان دولت بوده در حالی که پدربزرگ شاکی کارگر شرکت خصوصی بوده است و با فوت پدر شاکی ، وی مستحق بهره مندی از حقوق مستمری شده است ضمن اینکه دلیل مدرک و مستندی که دلالت بر تحت تکفل پدربزرگ بودن باشد ارائه نگردیده و در ماده ۸۱ قانون تامین اجتماعی شراط برقراری مستمری بازماندگان ذکر شده و در آن هیچ اشاره ای به نوه به عنوان بازمانده نگردیده، لذا شکایت مطروحه غیرموجه تشخیص و حکم به رد آن صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می باشد.

   هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۲۴؍۱؍۱۴۰۰ با حضور معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

الف- تعارض در آراء محرز است.

ب- نظر به اینکه به موجب بند (ب) قانون اصلاح تبصره ۲ ماده واحده قانون اجازه پرداخت وظیفه و مستمری وراث کارمندان سال ۱۳۳۸ و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث مصوب سال ۱۳۶۳ و اصلاحـی سال ۱۳۷۹: «حقوق وظیفه سهم فرزندان و کلیه نوادگان اناث کلیه مستخدمان وزارتخانـه‌ها و موسسات و شرکت‌های دولتی و همچنین سازمان‌هایی که شمول قانون نسبت به آنها مستلزم ذکر نام است و مشمولین قانون استخدام نیروی مسلح و قانون تأمین اجتماعی که طبق قوانین و مقررات مربوط برقرار شده یا بشود با رعایت کلیه قوانین و مقررات مورد عمل به شرط نداشتن شوهر و شغل قابل پرداخت است.» و با عنایت به اینکه در قانون یاد شده با الحاق عبارت «قانون تأمین اجتماعی» در اصلاحیه قانون، مقنن، مشمولین قانون تأمین اجتماعی را مشمول حکم مقرر در ماده واحده قرار داده است و با لحاظ اینکه در ماده واحده قانونی مذکور نوادگان اناث نیز مشمول دریافت حقوق وظیفه قرار گرفته است، لذا با توجه به مؤخر بودن قانون پیش گفته نسبت به مواد ۸۱ و ۸۲ قانون تأمین اجتماعی سال ۱۳۵۴ که فقط فرزندان اناث را جزء ورثه قانونی مشمول دریافت حقوق وظیفه اعلام کرده است نسبت به قانون اخیرالذکر حاکم بوده و دامنه حکم مقرر در بند (ب) قانون اصلاح تبصره ۲ ماده واحده قانون اجازه پرداخت وظیفه و مستمری وراث کارمندان، به نوادگان اناث مطلق مشمولین قانون تأمین اجتماعی اعم از کارکنان دولت و مشمولین قانون کار تسری یافته است و قوانین حمایتی بعدی مانند بند ۳ ماده ۴۸ قانون حمایت خانواده و بند ۲ ماده ۱۱۱ قانون مدیریت خدمات کشوری ماده واحده قانون اصلاح تبصره ۲ قانون اجازه پرداخت وظیفه مستمری وراث کارمندان سال ۱۳۳۸ و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث سال ۱۳۶۳ اصلاحی سال ۱۳۷۹ را با عنایت به اصل عدم نسخ و عدم مغایرت احکام قوانین مذکور نسخ نکرده است و از طرفی با توجه به اصل ۲۹ قانون اساسی که برخورداری از تأمین اجتماعی را حق همگانی تلقی کرده و دولت را موظف کرده طبق قوانین، خدمات و حمایت های مالی مربوطه را برای یکایک افراد کشور تأمین نماید، بنابراین نوادگان اناث مطلق مشمولین قانون تأمین اجتماعی اعم از کارکنان دولت و مشمولین قانون کار در صورت نداشتن شغل و شوهر و در صورتی که احراز شود تحت کفالت اجداد خود بوده اند، مشمول استفاده از حقوق وظیفه اجداد خود هستند و در این خصوص تفاوتی بین مشمولین قانون تأمین اجتماعی که جزء کارکنان دولت بوده و یا مشمول مقررات قانون کار می باشند وجود ندارد. بنابراین رأی صادر شده از شعبه ۲۰ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به شماره ۹۶۷-۹؍۳؍۱۳۹۷ مبنی بر ورود شکایت، در حدی که متضمن این معناست مطابق قوانین و مقررات تشخیص می گردد و به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است.

 

دادنامه شماره دادنامه: ۱۴۰۰۰۹۹۷۰۹۰۶۰۱۰۰۲۹مورخ 28/1/1400 هیأت تخصصی کار، بیمه و تأمین اجتماعی

موضوع: تقاضای ابطال مواد ۱- ۱۱، ۲- ۱۱، ۴- ۱۱، ۱۷، ۱۸، ۲۱، ۱- ۲۲، ۴۲، ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۸۳ و ۸۴ بخشنامه تنقیح و تلخیص به شماره ۵۷۴۳/۹۶/۱۰۰۰ (مورخ ۱/۶/۱۳۹۶ حوزه معاونت فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی) با موضوع: بازبینی، تجمیع و تلخیص بخشنامه‌ها و دستورات اداری مستمری ازکارافتادگی

* شاکی: مهدی باقری، علی طاهریان 

* طرف شکایت: سازمان تأمین اجتماعی

* مـوضـوع شکایت و خـواستـه: تقاضای ابطال مواد ۱- ۱۱، ۲- ۱۱، ۴- ۱۱، ۱۷، ۱۸، ۲۱، ۱- ۲۲، ۴۲، ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۸۳ و ۸۴ بخشنامه تنقیح و تلخیص به شماره ۵۷۴۳/۹۶/۱۰۰۰ (مورخ ۱/۶/۱۳۹۶ حوزه معاونت فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی) با موضوع: بازبینی، تجمیع و تلخیص بخشنامه¬ها و دستورات اداری مستمری ازکارافتادگی

* شاکی دادخواستی به طرفیت هیأت وزیران به خواسته ابطال مواد ۱- ۱۱، ۲- ۱۱، ۴- ۱۱، ۱۷، ۱۸، ۲۱، ۱- ۲۲، ۴۲، ۴۳، ۴۴، ۴۶، ۸۳ و ۸۴ بخشنامه تنقیح و تلخیص به شماره ۵۷۴۳/۹۶/۱۰۰۰ (مورخ ۱/۶/۱۳۹۶ حوزه معاونت فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی) با موضوع: بازبینی، تجمیع و تلخیص بخشنامه¬ها و دستورات اداری مستمری ازکارافتادگی به دیوان عدالت اداری تقدیم کرده که به هیأت عمومی ارجاع شده است. متن مقرره مورد شکایت به قرار زیر می باشد:

۱- ۱۱- از آنجایی که تاریخ تشکیل کمیسیون¬های پزشکی الزاماً می¬بایست بعد از تحقق شرایط ماده ۷۰ قانون باشد، بنابراین تاریخ ابتلا به بیماری منجر به ازکارافتادگی، در آرای کمیسیون¬های پزشکی تجدیدنظر صرفاً مجاز به اظهار نظر در خصوص بیماری، یا بیماری¬هایی می¬باشند که کمیسیون¬های پزشکی بدوی در مورد آن¬ها اظهار نظر نموده باشند.

۲- ۱۱- تاریخ تحقق ازکارافتادگی در حوادث ناشی از کار، تاریخ خاتمه درمان عوارض ناشی از حادثه و پایان استراحت پزشکی متصل به تاریخ وقوع حادثه تعیین گردیده باشد.

۴- ۱۱- در متن نظریه کمیسیون پزشکی تاریخ ابتلا به بیماری به صورت کامل (روز، ماه و سال) اعلام شده باشد.

۱۷- به منظور تحقق ماده ۷۰ قانون تأمین اجتماعی، تاریخ ابتلا به بیماری یا تاریخ تحقق ازکارافتادگی که توسط کمیسیون¬های پزشکی تجدیدنظر تعیین می¬گردند، می¬بایست همزمان یا قبل از تاریخ تشکیل کمیسیون¬های بدوی باشد. در غیر این صورت مراتب به عنوان ابهام در رأی محسوب و می¬بایست از طریق ادارات کل استان¬ها به کمیسیون¬های پزشکی جهت رفع ابهام اعاده گردد.

۱۸- با عنایت به عبارت «... قبل از وقوع حادثه غیر ناشی از کار یا ابتلا به بیماری...» در متن ماده ۷۵ قانون و به منظور تعیین احراز شرایط استحقاق بیمه¬شدگان جهت بهره¬مندی از حمایت ازکارافتادگی کلی غیرناشی از کار روز ابتلا جزء مهلت مقرر قانونی (ظرف یک سال و ده سال) لحاظ نخواهد شد.

۲۱- تاریخ وقوع حادثه غیر ناشی از کار یا تاریخ ابتلا به بیماری منجر به ازکارافتادگی مندرج در نظریه کمیسیون پزشکی ملاک بررسی احراز شرایط ماده ۷۵ قانون و تعیین میزان مستمری خواهد بود.

۱- ۲۲- از آنجایی که مدت دریافت مقرری بیمه بیکاری و دستمزد ایام بیماری جزء سوابق پرداخت حق بیمه محسوب می¬گردد، در مواردی که بیمه-شده کل دوره زمانی ظرف ۷۲۰ روز قبل از ابتلا به بیماری یا وقوع حادثه غیر ناشی از کار را مقرری بیمه بیکاری یا غرامت دستمزد ایام بیماری دریافت نموده باشد، حقوق و مزایای ظرف ۷۲۰ روز زمان اشتغال قبل از شروع بیمه بیکاری یا غرامت دستمزد ایام بیماری ملاک محاسبه متوسط دستمزد قرار می¬گیرد (به عبارت دیگر در مواردی که بیمه¬شده به موجب دریافت مقرری بیمه بیکاری یا غرامت دستمزد ایام بیماری فاقد حتی یک روز پرداخت حق بیمه ظرف ۷۲۰ روز قبل از ابتلا به بیماری یا وقوع حادثه غیر ناشی از کار باشد، حقوق و مزایای ظرف ۷۲۰ روز زمان اشتغال قبل از شروع بیمه بیکاری یا غرامت دستمزد ایام بیماری ملاک محاسبه متوسط دستمزد قرار می¬گیرد).

۴۲- تاریخ برقراری مستمری ازکارافتادگی زمانی است که امکان بررسی تحقق، عدم تحقق، میزان ازکارافتادگی و احراز یا عدم احراز شرایط بیمه-شده فراهم می¬گردد. با عنایت به اینکه با تشکیل کمیسیون پزشکی (موضوع ماده ۹۱ قانون) و صدور نظریه کمیسیون پزشکی شرایط فوق مهیا می-گردد، بنابراین تاریخ تشکیل کمیسیون پزشکی تاریخ برقراری مستمری ازکارافتادگی کلی غیر ناشی از کار خواهد بود.

۴۳- با توجه به اینکه تشخیص و اعلام ازکارافتادگی در زمره وظایف کمیسیون¬های پزشکی بدوی و تجدیدنظر می¬باشد و ماهیت کمیسیون¬های مزبور متفاوت و الزاماً در دو مقطع زمانی مختلف تشکیل می¬گردد و بر اساس نوع بیماری، ازکارافتادگی و سایر عوامل ذی¬مدخل اقدام به صدور رأی می-نمایند، حالات ذیل در خصوص تشخیص و تعیین تاریخ برقراری و پرداخت مستمری متصور می¬باشد:

در مواقعی که نظریه کمیسیون پزشکی بدوی مستند برقراری مستمری باشد، تاریخ برقراری مستمری ازکارافتادگی کلی، برابر با تاریخ تشکیل آخرین کمیسیون پزشکی بدوی که بر اساس آن بیمه¬شده حائز شرایط برقراری مستمری ازکارافتادگی کلی گردیده، خواهد بود.

 

ادامه نوشته

دادنامه ۲۹ – ۳۰مورخ ۸۶/۱/۲۶ ( ابطال بخشنامه شماره ۱۷ جدید درآمد سازمان تأمین اجتماعی )

دادنامه ۲۹ – ۳۰مورخ ۸۶/۱/۲۶ ( ابطال بخشنامه شماره ۱۷ جدید درآمد سازمان تأمین اجتماعی )

 

مرجع رسیدگی : هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.
شاکی: ۱- شرکت الکتریک ایران – رشت ۲- آقای جهانگیر رحیم‎پور.
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره ۱۷ جدید درآمد سازمان تأمین اجتماعی.
مقدمه: شکات به شرح دادخواستهای تقدیمی اعلام داشته‎اند، به موجب ماده ۳۶ قانون تأمین اجتماعی «تأخیر کارفرما در پرداخت حق بیمه یا عدم پرداخت آن رافع مسئولیت و تعهدات سازمان در مقابل بیمه شده نمی‎باشد.» و اختیارات قانونی دیگر برای سازمان پیش‎بینی شده تا از آن طریق با تأخیر یا عدم پرداخت حق بیمه توسط کارفرما برخورد نماید.

متأسفانه علیرغم صراحت مقررات قانونی فوق‎الذکر سازمان تأمین اجتماعی به استناد بخشنامه ۱۷ جدید درآمد نسبت به دریافت اطلاعات لیست دستمزد بدلیل آنکه به موقع ارسال نگردیده و معوق تلقی می‎گردد، اقدام نمی‎نماید.

بخشنامه شماره ۱۷ جدید درآمد سازمان تأمین اجتماعی خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان تأمین اجتماعی می‎باشد و ابطال آن مورد تقاضا است.

مدیرکل دفتر امور حقوقی و دعاوی سازمان تأمین اجتماعی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۴۰۵۴۰/۷۱۰۰ مورخ ۷/۱۲/۱۳۸۴ اعلام داشته‎اند،

 ۱- مطابق ماده ۳۶ قانون تأمین اجتماعی کارفرما مسئول پرداخت حق بیمه سهم خود و بیمه شده به سازمان می‎باشد و مکلف است در موقع پرداخت مزد یا حقوق و مزایا سهم بیمه شده را کسر نموده و به ضمیمه سهم خود به سازمان تأدیه نماید. همچنین وفق ماده ۳۹ قانون مذکور کارفرما مکلف است حق بیمه مربوط به هر ماه را حداکثر تا آخرین روز ماه بعد به سازمان بپردازد و صورت مزد یا حقوق بیمه شدگان را به ترتیبی که در آیین‎نامه طرز تنظیم و ارسال صورت مزد که به تصویب شورای عالی سازمان می‎رسد تعیین شده است به سازمان تسلیم نماید. طبق آیین‎نامه مذکور مهلت تسلیم لیست به سازمان برای هر ماه تا پایان ماه بعد تعیین شده است.

 ۲- چنانکه کارفرما بر خلاف موارد فوق و با گذشت چند ماه و یا چند سال از موعد مقرر در آیین‎نامه طرز تنظیم و ارسال صورت مزد و حقوق اقدام به تهیه و ارسال لیست برای فرد یا افرادی نماید، دریافت لیستهای معوقه منوط به احراز اشتغال فرد در کارگاه مورد نظر و پـرداخت مزد و حقوق بـه وی می‎باشد. در نتیجه در بخشنامه شماره ۱۷ درآمد مدارک و مستندات مربوط به پرداخت حقوق و دستمزد از سوی کارفرما به اینگونه افراد و نحوه بررسی آنها و احراز اشتغال فرد در کارگاه تعیین شده است.

این سازمان هیچگاه به طور مطلق اعلام ننموده است که از پذیرش حق بیمه خودداری می‎نماید، بلکه با توجه به مراتب مذکور و اینکه پرداخت حق بیمه خارج از مهلتهای تعیین شده است، بدیهی است که نحوه پرداخت و دریافت آن با حق بیمه‎ای که در موعد مقرر تادیه شده است، متفاوت باشد و شرایط مقرر قانونی از نظر اصول و مقررات بیمه‎ای در آن مراعات گردد.

هیأت عمومـی دیوان عـدالت اداری در تـاریخ فـوق بـا حضور رؤسـا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیـوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می‎نماید.

رأی هیأت عمومی

با عنایت به ماده ۱۴۸ قانون کار مبنی بر الزام کارفرمایان کارگاههای مشمول قانون مزبور به بیمه کردن کارگران خود و عنایت به اینکه احراز رابطه کارگری و کارفرمائی بین اشخاص براساس مادتین ۲ و ۳ قانون فوق الاشعار و همچنین احراز مدت رابطه کارگری بین طرفین به حکم قانون در صلاحیت مراجع حل اختلاف کارگر و کارفرما قرار داد و آراء قطعی مراجع مزبور معتبر و لازم الاجراء می‎باشد،بنابراین اطلاق مفاد بند (ج) بخشنامه شماره ۱۷ جدید درآمد سازمان تأمین اجتماعی که نافی اعتبار آراء قطعی مراجع حل اختلاف و کارگر و کارفرما نسبت به مسائل فوق‎الذکر است خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان تأمین اجتماعی تشخیص داده می‎شود و مستنداً به ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۸۵ ابطال می‎گردد.