نظام استاد_ شاگردی و پیامدهای آن
بازگشتی ناپخته به عصر ارباب رعیتی ویا قرون وسطا
محمد حسین قشقایی
نظام استاد شاگردی که چند سالی استدر کشور مطرح شده و اخیرا نیز در برنامه هفتم توسعه مورد توجه قرار گرفته و در پیش نویس کمیسیون تلفیق نیز به شکلی احیا شده است، نوعی روابط کاری است که قبل از انقلاب صنعتی و رنسانس علمی در اروپا و سایر کشورها مرسوم بوده و روابط کارگر و کارفرما در این چارچوب تعریف و تنظیم می شده است. مناسبات این نظام بر اساس روابط سنتی و عرفی تعیین می شده و در محدوده توافق دو جانبه کارگر و کارفرما شکل می گرفته است. این نظام قبل از ظهور قانون کار و مقررات مربوط به روابط کارگر و کارفرما بر نظام اقتصادی جهان حاکم بوده است و اکنون نیز در برخی از کشورهای جهان سوم و غیر پیشرفته حضور دارد. زمانی که اقتصاد کلاسیک به عنوان نظام مسلط اقتصادی بر روابط اقتصادی و کارگری کارفرمایی حاکم بوده است، این مناسبات تداوم یافت. در چنین نظامی اصل و اساس هر رابطه و مناسباتی بر پایه توافق و و اراده و اختیار آزاد و تام دو طرف شکل می گرفته است. نظام استاد -شاگردی در واقع قبل از ظهور و تسلط انقلاب صنعتی در اروپا رویه حاکم بر روابط کارگر و کارفرما محسوب می شد و پس از رنسانس علمی، اختراع ماشین بخار و گسترش صنایع و انتقال و جابجایی عصر فئودالیسم و نظام ارباب رعیتی به سوی تسلط تدریجی نظام صنعتی و سرمایه داری کلاسیک، پایه و اساس روابط کارگری را شکل می داد. پس از استقرار نظام صنعتی و شروع عصر صنعتی در اروپا همان مناسبات و رویه ها نیز به شکلی گسترده تر در اروپا ادامه یافت. در اقتصاد کلاسیک دو عنصر آزادی و برابری که از اصول مسلم اقتصاد سرمایه داری اولیه بود مبنای هر قراردادی بشمار می آمد و مداخله قانونی و دولتی در این ارتباط قابل پذیرش نبود. کارگر و کارفرما به صورت آزادانه با یکدیگر قرارداد کار منعقد مي کردند و شرایط کار، حقوق و دستمزد و سایر مزایا در چارچوب همین توافق و مناسبات باز بازار آزاد تعیین می شد. در شرایطی که بر اساس اصل آزادی عرضه و تقاضا هر دو طرف کارگر و کارفرما آزاد بودند قرارداد را بپذیرند یا رد کنند. در هر حال در چنین سیستمی فعل و انفعالات بازار کار و عرضه و تقاضا به صورت خود تنظیمی، شرایط کار را بوجود می آورد و هیچ مرجع و قدرت بالادستی مثل دولت و حاکمیت اجازه نداشت، در این ارتباط مداخله کند یا قانون و ضوابطی وضع و به جامعه تحمیل کند.
دعوای اصلی کلاسیکها و معتقدین به دولت ارشادی هم همین عناصر یعنی مداخله دولت و حاکمیت در سیستم عرضه و تقاضا در حوزه اقتصاد و تولید بود. نزاعی که در نهایت به پیروزی نظام دولت رفاه یا دولت ارشادی انجامید. ولی هیچگاه قائلان به نظریه کلاسیک از میدان خارج نشدند و این تفکر کماکان به حیات خود در برخی از کشورها بویژه جهان سوم ادامه یافت. شکی نیست که نظام کلاسیک که اکنون با عناوین جدید سر بر آورده و تحت عنوان نئوکلاسیک خود را معرفی می کند، نظامی کهنه و مندرس است که با وجود چندین قرن حاکمیت در اروپا نقایص و ایرادات خود را نشان داد. در واقع نظام استاد_ شاگردی نظام پیشا صنعتی و مدرن بشمار می رود. بازگشت به نگرشهای قدیمی و شکست خورده در دنیای کنونی که جنبه های رفاهی و زندگی بهتر برای آحاد جامعه از عناصر و اهداف اولیه هر نظامی باید باشد کاملا مردود است. گویی سیستم اقتصادی بجای این که رو به جلو پیش برود و به پیش بتازد عقبگرد می کند و گامهایی را که قبلا رفته است باز می گرداند. در واقع به جای پیشرفت پس رفت را بر می گزیند. قانون کار مصوب سال ۱۳۳۷ که اولین قانون مهم و جامع الشمول در حوزه خصوصی در ایران به شمار می رود همواره رو به رشد بوده است. برقراری سیستم استاد_ شاگردی و نظام آزادی قراردادی که در حقوق خصوصی قابل اجراست نه در امور عمومی و امور مهمی مثل حق و حقوق کارگر، بازگشت به دوره قبل از قانون کار و قبل از ۱۳۳۷ است. یعنی مناسبات کاری کشور بجای اینکه حرکتش رو به جلو باشد در حال پس رفت است. نظام استاد شاگردی یک نظام مندرس و از دور خارج شده و زیبنده کشورهای درحال رشد و ثروت مند نیست. زمانی قانون کار و تامین اجتماعی در ایران در منطقه خاورمیانه و کشورهای خلیج فارس مورد مباهات کشور بود و این کشورها به وجود قوانین مترقی در این زمینه غبطه می خوردند، ولی اکنون نه تنها نتوانستیم به تقویت این قانونها و اصلاح نواقص آن بپردازیم بنا داریم از اساس و پایه چنین بنایی را منهدم و مضمحل کنیم.
در حالی که برخی از کشورهای منطقه از قوانین کار و تامین اجتماعی ایران الگو برداری کرده و اکنون نیز از تجربیات ایران در این زمینه استفاده می کنند(مانند کشور عراق و افغانستان) ما بدست خود همین مدرن سازی ناچیز در حوزه کار را نیز داریم به باد می دهیم. در شرایطی که کشورهای همسایه مثل ترکیه، امارات، عربستان سعودی و قطر و..در این زمينه و ایجاد رفاه اجتماعی، برقراری عدالت توزیعی و اقتصادی گوی سبقت را از ایران ربوده و درحال پیشرفت سریعی در این عرصه ها هستند.
باید در نظر داشته باشیم که قوانین و مقررات کار و تأمین اجتماعی که داریم تیشه به ریشه آن می زنیم حداقلهای حمایتی از اقشار فرودست، کارگران و نیروهای مولد است. این قواعد و مقررات انچنان شاهکاری برای یک کشور محسوب نمی شوند. در مقاوله نامه های بین المللی، مصوبات سازمان بین المللی کارILo و سازمان بین المللی تامین اجتماعی Iisa این حد از حمایت از نیروی کار جامعه جزء سطوح نخستین حمایتی است و در کشورهای پیشرفته بسیار فراتر از این کمیت های حداقلی از عموم جامعه و کارگران حمایت می شود.
برقراری نظام استاد_ شاگردی بدعتی نامیمون در عرصه کار کشور است و زمینه را برای هدم قواعد کاری فراهم می کند.
در دنیای فوق صنعتی امروز بازگشت نظام کاری جامعه به دوران استاد- شاگردی و اقتصاد کلاسیک شکست خورده، نوعی بازگشت است و نادیده گرفتن دستاوردهای بشری در این زمینه بشمار می رود.
https://t.me/karbime3
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۲ ساعت ۸:۳۵ ب.ظ توسط محمد حسین قشقایی
|