کولبری از نگاهی دیگر
محمد حسین قشقائی

برخلاف نظر کارشناسان اقتصادی و مسؤلین دولتی من کولبری و ورود اجناس از طریق کولبران را در شرایط فعلی کشور(بیکاری فزاینده، وجود انحصارات دولتی و شبه دولتی و خصولتی و کمبود لوازم ضروری در کشور) نه تنها مضر نمی دانم، بلکه برای کشور و مردم مفید می دانم. اگرچه به لحاظ انسانی و خطراتی که برای این افراد بوجود می آورد این کار را شایسته ایرانیان نمی دانم و در این خصوص بیش از هر چیز احساس شرم و حقارت دارم. مایه تاسف است که عده ای(جوان، نوجوان، زن و پیر) بخاطر گذران زندگی مجبور باشند با پای پیاده لوازم سنگین را از کوهها و راههای صعب العبور به داخل کشور انتقال دهند و در این راه خطرات بیشماری را به جان بخرند و عده ای نیز در این راه جان خود را از دست دهند. ولی چکار می شود کرد وقتی کار و شغل و ممر درآمدی وجود ندارد، این اقدام از روی ناچاری است و کاملا قابل درک و توجیه است. حداقل درآمد این فرایند نصیب نیازمندان واقعی می شود و به جیب انحصارگران، دزدان و اختلاسکران و رانتخواران نمی رود! مستندات و دلایل خود را در این زمینه به موارد زیر خلاصه می کنم:
۱- ایجاد درآمد و شغل برای اهالی منطقه که هیچ شغل و درامدی ندارند؛ در منطقه ای که بخاطر بغض و کم کاری حکومت‌ها سرمایه گذاری لازم برای تولید کار و اشتغال صورت نگرفته است؛ در منطقه ای که کارخانه و کارگاهی وجود ندارد و شغل مستمر و پایداری نیز برای مردم بوجود نیامده است؟! برای مردم چاره ای باقی نمی گذارد که مثل چهارپایان در این شرایط به شدت خطرناک و رقت آمیز اقدام به کولبری کنند.
اگر هم مخالف کولبری باشم به لحاظ مسائل انسانی است که این چنین انسان‌ها را به بردگی و افول زندگی عادی در حد بهایم رسانده است.
۲- وجود انحصارات و رانت‌خواران، ریزه خواران و اختلاسگران ریز و درشت که به حاکمیت و قدرت متصلند و جامعه را به استیصال رسانده اند، و حاکمیت هم نه توان و نه اراده ای برای جلوگیری از این وضعيت را دارد، چاره ای باقی نمی گذارد که مردم فقیر و ضعیف جامعه برای تامین معاش به راه‌هایی بیفتند که سختی و خطرات آن بسیار زیاد است و شدیدا مایه تاسف و شرمساری برای هر انسانی است.
۳-بسیاری از اجناس واقعا ضروری یا لوازم یدکی، لوازم خانگی و بهداشتی و منابع اولیه و غیره که در کشور یافت نمی شود و یا در صورت وجود قیمت آن سر به فلک می زند، این فعالیت را قابل توجیه می کند. ورود این کالاها باعث تعادل نسبی قیمت‌ها و رفع بخشی از نیازهای جامعه می شود. واقعیت این است که دولت قادر به تامین نیازها و مایحتاج مردم نیست و با سیاستهای غلط کشور را روز به روز به سمت فلاکت بیشتر می برد.
۴- انحصار در بخش عمده اقتصاد کشور و عدم وجود رقابت سالم و دولتی بودن اقتصاد (بیش از۷۰ درصد اقتصاد کشور دولتی است)که باعث شده عده ای کم شمار، ورود و عرضه مواد و کالاهای مورد نیاز را در اختیاربگیرند و قیمت همه چیز را تنظیم و تعیین کنند، باعث افزایش بدون قاعده کالاها و اجناس شده است.
قیمت‌های غیر متعارف که بیشتر از همه اقشار ضعیف جامعه را هدف قرار می دهد و کس دیگری در این دایره معیوب و بیمار ضرر نمی بیند.
https://t.me/qashghaii
https://t.me/karbime3