تامین اجتماعی در مسیر انتخاب
تامین اجتماعی در مسیر انتخاب
محمد حسین قشقایی
سازمان تامین اجتماعی در مرحله بسیار حساس و مهمی قرار گرفته است. در شرایطی که آمار و ارقاممنابع و مصارف سازمان آینده تاریکی را برای سازمان نشان می دهد و در حالی که ضریب پشتیبانی نیروهای مولد در مقایسه با بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان سال به سال در حال عقب نشینی است، به طوری که این ضریب در سال جاری به ۳/۸ نفر بیمه شده در مقابل به یک نفر مستمری بگیر رسیده است، چشم همه مسؤلین به موضوع شرکتهای وابسته به سازمان و شستا دوخته شده است. بطوری که اکثرا امیدوارند با ایجاد اصلاحات در حوزه سرمایه گذاری سازمان بتوان شرایط را به حال تعادل بازگردانند. پیش بینی ها حاکی از آنست که طی ۴ سال آینده ضریب پشتیبانی به ۳ نفر بیمه شده در مقابل ۱ نفر مستمری بگیر خوهد رسید و این نقطه سربه سری و مسیر رو به نزول درآمدهای سازمان، وضعیت مالی سازمان را دشوارتر از پیش خواهد کرد. شستا و شرکتهای وابسته به سازمان در بهترین حالت تاکنون فقط توانستهاند حداکثر ۳ درصد از هزینه های سازمان را پوشش دهند و در آینده نیز این منبع درآمدی نخواهد توانست تاثیر تعیین کننده ای در پیشگیری از ناترازی سازمان داشته باشد.
راه برونرفت از این وضعیت پیشنهادهای کم اثر و مسکن نخواهد بود، موضوع ناترازی صندوق تامین اجتماعی با ترنوول مالی بسیار و شکاف عظیم بین خروجی و ورودی که چند سال آینده به آن خواهیم رسید، نیازمند تلاش و همت بسیار وسیع تری است و به یک تحول و بازنگری اساسی نیاز دارد. تغییرات سن و سابقه بازنشستگی در برنامه هفتم توسعه هم بسیار ناچیز است و اثر قطعی در بهبود شکست مالی صندوق در آینده نزدیک نخواهد داشت. جدای از اصلاحات مربوطه از جمله اصلاحات پارامتریک در سن و سابقه بازنشستگی، تغییر در قوانین مربوط به مشاغل سخت و زیان آور و بیمه بیکاری و امید بستن به درآمدهای شرکتهای سرمایه گذاری، سازمان نیاز به اقدام کلان تری دارد و آن استفاده از منابع یارانه ملی و منابع دولتی است. سابقه نظامهای تامین اجتماعی در تمام دنیا نشان داده است که تقسیم منابع ثروت به عموم جامعه از جمله اقشار ضعیف دریک سیستم تامین اجتماعی کارآمد در مقایسه با روشهای دیگر کارسازی، عادلانه تر است. نظام تامین اجتماعی در ایران در جایگاه خاصی ایستاده است و یکی از کارکردهای ویژه آن بازتوزیع ثروت در جهت تقویت اقشار محروم و مولد جامعه است. در حال حاضر طبق آمار نزدیک به ۶۵ درصد مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی حداقل بگیر هستند و این جمعیت با توجه به تعداد مستمری بگیران سازمان (تقریبا به ۴ و نیم میلیون نفر)، نشاندهنده یک نکته اساسی است و آن نقش بی بدیل سازمان در کاهش شکاف اقتصادی در جانعه توسط سازمان تامین اجتماعی است، نکته ای که کمتر به آن توجه شده است. اگرچه حداقل حقوق فعلی تامین کننده رفاه کامل افراد تحت پوشش نیست ولی حداقل باعث یک دست شدن بیشتر درآمدها می شود و از سقوط جامعه به فقر مطلق جلوگیری می کند. متاسفانه جامعه ایران با توجه به بحرانهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مستعد فرو غلطیدن به فاجعه عظیم فقر ساختاری است. این پدیده شوم می تواند به سرعت توسعه یابد و ابعاد وسیع تری از جامعه را در بر گیرد. پرداخت یارانه نقدی برای جامعه ای که از نظام تامین اجتماعی برخوردار است بدترین گزینه برای رفع فقر است. خروج از پدیده شوم فقر در جامعه استفاده از یک ساختار نظاممند، جامع، فراگیر و قدرتمند و قانونمند است. این شرایط و توانایی ها را فقط نظامهای تامین اجتماعی می توانند در اختیار جامعه قرار دهند.
https://t.me/karbime3
این وبلاگ رویدادهای حوزه کار و تامین اجتماعی و بخش اداری کشور را پوشش می دهد و بطور تخصصی در زمینه های مذکور نظرات و مطالب را به خوانندگان ارائه می نماید.